
نوشته شده توسط : arman
![]() به گزارش سیرنیوز به نقل از ایران هسته ای؛ پرویز سروری رئیس کمیته امنیت داخلی کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی روز 21 آذر سال گذشته اعلام کرد که کشف رمز این پهپاد در مراحل نهایی قرار دارد. این خبر در ایستگاه سیا در افغانستان آشفتگی عجیبی ایجاد کرده و مقامهای سیا دور جدیدی از بازداشت و بازجویی از کارکنان آمریکایی و افغانی این مرکز را آغاز کردهاند تا پی ببرند که ایران چگونه موفق به شکستن این رمزها شده است. آمریکا پیش از این ادعا کرده بود که پهپاد RQ-170 دارای این قابلیت است که در صورت قرار گرفتن در شرایط مخاطرهآمیز، اطلاعات حساس درونی خود را از بین ببرد. پهپاد RQ-170 که ایران حدود یک سال پیش موفق به نشاندن آن در خاک خود شد، جزو فناوریهای اختصاصی است که در اختیار سازمان سیا قرار دارد. کشف رمز این پهپاد به این معنا است که ایران به تمامی اطلاعات درونی آن که حاوی جزئیات عملیاتهای سری سیاست دسترسی پیدا خواهد کرد. علاوه بر این، تسلط ایران بر فناوری سختافزاری و نرمافزاری این کشف رمز نشاندهنده آن است که ایران توانسته بر سیستمهای حفاظت اطلاعات سازمان سیا غلبه کند. به این ترتیب ایران علاوه بر اینکه این امکان را دارد که از اطلاعات RO-170 استفاده کند، در موقعیتی خواهد بود که بتواند پهپادهای دیگر آمریکا را هم تصاحب کرده یا اساسا در سیستم پیچیده ارتباط پرندههای امریکایی و ماهوارههای هدایتکننده آنها نفوذ کند. بر مبنای این گزارش، آمریکاییها به طور فوری 2 اقدام را در دستور کار خود قرار دادهاند: 1- انتقال مرکز هدایت و کنترل پهپادهای خود به خارج از افغانستان تا زمانی که بتوانند مطمئن شوند نفوذ ایران در پایگاههای خود را کنترل کردهاند. 2- رنگآمیزی پهپادهای فعلی به رنگ آبی آسمانی تا شناسایی پدافندی آنها از جانب ایران دشوارتر باشد. تحلیلگران در تهران عقیده دارند، اگر ایران وارد فاز استفاده عملیاتی از اطلاعات استخراج شده از RQ-170 شود، در آن صورت کل راهبرد عملیات اطلاعاتی آمریکا در منطقه که تا حدودی زیادی پهپادپایه است، دچار اختلالات جدی خواهد شد. ![]() به گزارش سیرنیوز به نقل از صراط نیوز؛ اما "محمدعلی همایون کاتوزیان" کیست؟! وی از جمله منورالفکرانی است که از سالیان گذشته راهی اروپا شده و اندیشته هایش را در دیار اجنبی انتشار می دهد. کاتوزیان از جمله هواخواهان محض "صادق هدایت" بشمار می رود. آثار، مقالات و کتب کاتوزیان مملو از تعریف و تمجید های بی حد و حصر در ستایش این نویسنده ضد دین است! وی هم چنین مقالاتی درباره خدمات(!) افراد سکولاری هم چون احمد کسروی که توسط فدائیان اسلام ترور شد و نیز گروهک معلوم الحال نهضت آزادی دارد! از جمله افراد مدعو در این مراسم می توان به نام هایی چون؛ عطاءالله مهاجرانی، مسعود بهنود، علی انصاری، هادی خرسندی و ...، اشاره کرد. نکته جالب توجه در این مراسم حضور فرناز قاضی، از حقوق بگیران شبکه BBC فارسی، بعنوان مجری مراسم بود. محمد رضا جلایی پور، از عناصر فتنه گر در اغتشاشات سال 88 نیز مسئولیت برگزاری و هماهنگی این مراسم را عهده دار بوده است. اما مهمترین حاشیه این مراسم؛ حضور "مدیر مسئول روزنامه اطلاعات بین الملل" در این بزرگداشت بود! سید احمد سام، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات بین الملل با حضور در کنار عناصر ضد انقلاب در این مراسم شرکت نمود. جالبتر آنکه فرزندان وی نیز در این مراسم به هنرنمایی پرداختند و قطعه موسیقی را در شب اول محرم اجرا کردند!!! این مراسم همچنین با توهین به بنیانگذار کبیر انقلاب توسط شخص هادی خرسندی همراه بود، ولی جناب سید احمد سام در این رابطه بدون هیچ واکنش و عکس العملی، به حضور خود در مراسم ادامه دادند! این اتفاق از آن جهت حائز اهمیت است که روزنامه اطلاعات بین الملل و ایضاً مدیرمسئول آن، تحت امر موسسه اطلاعات و زیر نظر نظام جمهوری اسلامی فعالیت می کنند؛ اما با این وجود در چنین مراسمی هم حاضر می شوند و نمک می خورند و نمکدان می شکنند! ![]() به گزارش سیرنیوز به نقل از خبرگزاري نون الخبريه عراق؛ "علاء ضياءالدين" مدير موزه الحسينيه کربلا با تائيد اين خبر، افزود: تربت اخذ شده از نزديکترين مکان مقبره شريف امام حسين (ع) در روز عاشورا و در مقابل بازديدکنندگان به رنگ سرخ تغيير رنگ داد. اين در حاليست که شبکه تلويزيوني کربلا وابسته به آستان مقدس امام حسين (ع) اين حرکت نادر را به صورت مستقيم پخش کرد. در همين حال، برخي از نمايندگان پارلمان عراق با حضور در اين موزه، به بازديد از اين تربت خاک کربلا پرداختند. گفتني است؛ روز گذشته در بين بازديدکنندگان از موزه کربلا و همزمان با تغيير رنگ تربت خاک امام حسين (ع)، حسين الشهرستاني معاون نخست وزير عراق در امور انرژي نيز حضور داشت. ![]() به گزارش سیرنیوز به نقل از وطن امروز؛ آیتالله مهدویکنی که در جریان فتنه پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم، از معدود خواصی بود که به صراحت در برابر براندازان اعلام موضع کرد، افزود: عدهای میخواستند امری که برایش اینقدر خون داده شده، حذف شود. حواستان باشد در برابر کسانی که با عمود این خیمه مخالفند، بایستید. ممکن است در گوشه و کنار اشکالاتی باشد که باید آنها را درست کرد اما عمود را نباید شکست.
رئیس مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: اگر بخواهیم ایرانی سربلند و اسلامی داشته باشیم، باید این عمود را با جان، مال، عقل، شعور و فداکاری حفظ کنیم. ادبیات شما باید ادبیات انقلاب باشد. مقهور این دنیا و بحثهای امروزی نشوید که به خاطر جذب عدهای بخواهید بحث اسلام و انقلاب را به بحث ایران برگردانید.
وی تصریح کرد: میدانید که امام(ره) هیچوقت بحث ایران را مطرح نکردند؛ گرچه ما در ایران بودیم و ظرف وجود و حدوث این انقلاب و بقای آن ایران بوده است. آنچه مهم است، مظروف است. حواستان باشد که مظروف و محتوی را با ظرف اشتباه نگیرید.
آیتالله مهدویکنی در ادامه به انتخابات آتی اشاره و بر ائتلاف نیروهای سیاسی ارزشی تاکید کرد.
وی در بیان دیدگاه خود نسبت به انتخابات ریاستجمهوری یازدهم، با بیان اینکه اشکال ندارد اول کار چهرههای متعدد بیایند، تصریح کرد: باید در آخر به نتیجهای برسند، چون رقابت اگر خوب باشد، اشکال ندارد.
آیت الله مهدوی کنی گفت: توصیه من به اصولگرایان همیشه به ائتلاف است. همیشه دعوت به ائتلاف میکنم، چون اتحاد امر شدنی نیست، بلکه همه باید با هم باشند و گاهی ائتلاف در نهایت به یک نفر میرسد و گاهی بیشتر اما مهم این است که با هم جنگ نکنند، تخاصم نورزند.
وی با تاکید بر اینکه من در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی بارها گفتم منظور از وحدت ائتلاف است، افزود: امروز نیز نباید نقاط مشترک را رها کنیم و به بهانه اختلاف سلائق از ائتلاف دست برداریم. ائتلاف هم در سایه امامت و ولایت شکل میگیرد. امامت منشأ پیدایش نظام و بقای آن است و اگر میخواهیم ائتلاف داشته باشیم باید به امام (ره) خود نگاه کنیم که امام(ره) حاضر ما امروز امام خامنهای(حفظه الله) هستند.
آیت الله مهدوی کنی که اختلاف را منشأ تکامل میدانست، خاطرنشان کرد: اگر منجر به ائتلاف شود، خوب است و در راه خدا باید جمعی کار کرد. ارتباط با روحانیت و مرجعیت همواره باید حفظ شود، زیرا در کارها باید مجوز شرعی وجود داشته باشد. موتلفه اسلامی نام بسیار خوبی دارد؛ موتلفه از ائتلاف به وجود آمده است. امتیاز حزب موتلفه اسلامی ارتباط آن با روحانیت است. حزب موتلفه اسلامی همواره صداقت داشته و دلیل بقای این حزب نیز همین صداقت است. خیلی از تشکلها در تاریخ انقلاب به وجود آمده و حذف شدهاند اما شما به دلیل ارتباط صادقانه با روحانیت حفظ شدهاید. آیتالله مکارم شیرازی در پیامی اعلام کرد: افسانه ارتش شکستناپذیر و گنبد آهنین و سرزمین امن و امان به کلى بر باد رفت و همه دنیا با نهایت تعجب دیدند که موشکهاى مقاومت اعماق اسرائیل را هدف قرار مىدهد. ![]() به گزارش خبرگزاری فارس از قم در پیام آیتالله مکارم شیرازی آمده است: مقاومت قهرمانانه دلیرمردان غزه در ایام عاشوراى حسینى، ایام پیروزى خون بر شمشیر در برابر ارتش اسرائیل که از زمین و آسمان آتش بر سر آنها ریختند و به هیچ کس حتى کودکان شیرخوار رحم نکردند با تمام تلخىهایش ثمرات شیرین و ماندگارى داشت. در ادامه این پیام آمده است: از یکسو ثابت شد که عمر شکستهاى جنگى اسرائیل روز به روز کوتاهتر مىشود اگر مقاومت حزب الله در لبنان 33 روز به طول انجامید تا شاخ غول اسرائیل شکسته شد در جنگ بیست و دو روزه غزه به کمتر از آن کاهش یافت و این بار بیش از هشت روز طول نکشید که اسرائیل طعم تلخ شکست را چشید و به آتش بس گردن نهاد و اگر در آینده این خطا را تکرار کند به یقین عمر شکستش کوتاهتر خواهد بود. در ادامه این پیام تصریح شده است: از سوى دیگر افسانه ارتش شکستناپذیر و گنبد آهنین و سرزمین امن و امان به کلى بر باد رفت و همه دنیا با نهایت تعجب دیدند که موشکهاى مقاومت اعماق اسرائیل را هدف قرار مىدهد و هواپیماى جاسوسى مىتواند تا عمق آن پیشروى کند و بنابراین دیگر تهدید مقاومت لبنان یا کشور ایران با این رسوایى بزرگ در برابر ارتش ظاهرا کوچک غزه جزء یک رجزخوانى مسخره بیش نیست. در پیام این مرجع تقلید تاکید شده است: از سوى دیگر آمریکا حمایت بىقید و شرط خود از جنایات اسرائیل که براى مصرف داخلى کشورش به سبب سلطه صهیونیستها بر آن صورت گرفت روزبهروز در صحنه جهان منفورتر مىشوند و این بهاى سنگینى است که باید در برابر حمایت بى قید و شرط اسرائیل آمریکایىها بپردازند. در پیام آیت الله مکارم شیرازی آمده است: از سوى سوم همه دنیا فهمیدند که تنها حامى مردم مظلوم فلسطین در عمل که از هیچگونه کمکى مضایقه ندارد ایران است در حالى که 4سران مرتجع عرب فقط حرف زدهاند و مقاومت غزه با صراحت اعتراف کرد تمام کمک را ایران به آنها در این نبرد نابرابر کرده است و به این ترتیب اتحادیه عرب و گروههاى وابسته که با پولهاى سعودى و قطر تغذیه مىشدند، کاملا رسوا شدند و به این ترتیب نظام جمهورى اسلامى ایران به عنوان تنها یار وفادار مسلمانان مظلوم شناخته شد و این افتخار بزرگى است براى ما. در اینجا تأکید مىکنیم که آنها یقین داشته باشند در سوریه نیز شکست خواهند خورد چرا که همه مىدانند هدفشان نجات مردم سوریه نیست بلکه خدمت به آمریکا و اسرائیل است و این هدف محکوم به شکست است. علی محمودوند بعد از خواندن زیارت عاشورا، دو رکعت نماز خواند، وسایل را عقب وانت گذاشت و رفت؛ دم ظهر بود که با پیکر شهیدی برگشت. ![]() به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، فروردین سال 72 بود و بچهها هم گرفته و پکر، چند روزى بود که هیچ شهیدى خودش را نشان نداده بود، هر روز صبح «بسم الله الرحمن الرحیم» گویا مىرفتیم کار را شروع مىکردیم و تا غروب زمین را مىکندیم، ولى دریغ از یک بند استخوان. آن روز مهمانى از تهران برایمان آمد، کاروانى که در آن چند جانباز بزرگوار و مداح اهل بیت(ع) «حاج محمود ژولیده» نیز حضور داشتند. حاج محمود اولین صبحى که در فکه بودند، زیارت عاشوراى با صفایى خواند، خیلى با سوز و آتشین، آه از نهاد همه برخاست، اشکها جارى شد و دلها خون شد به یاد کربلاى حسینى، به یاد اباعبدالله(ع) در صحراى برهوت و پر از موانع و سیم خاردار فکه، فکه والفجر یک. به یاد چند شب و چند روز عملیات در 112 ، 143 و 146، به یاد شهدایى که اکنون زیر خاک پنهان بودند، زیارت عاشورا که به پایان رسید، شهید «على محمودوند» دو رکعت نماز زیارت خواند و قبراق و شاد، وسایل را گذاشت عقب وانت تویوتا. تعجب کردم، پرسیدم: «با این عجله کجا؟» با خوشحالی گفت: «استارت کار خورد، دیگه تمام شد، رفتم که شهید پیدا کنم». علی رفت و دم ظهر بود که با صداى بوق وانتى که از دور مىآمد، برگشت؛ متعجب از سولهها بیرون آمدیم. على محمودوند بود که شهیدى پیدا کرده بود، آورد تا به ما نشان دهد که زیارت عاشورا چه کارها مىکند. راوی: سید احمد میرطاهری
:: بازدید از این مطلب : 194 نوشته شده توسط : arman
در پی توافق شهرداری هامبورگ آلمان و «انجمن ترکی اسلامی
هامبورگ»، «فدراسیون مراکز فرهنگی اسلامی»، و «شورای جوامع اسلامی» این شهر عاشورا
به همراه اعیاد قربان و فطر در این شهر تعطیل رسمی شد.
![]() به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از تقریبنیوز «زکریا آلتوگ» رئیس انجمن ترکی اسلامی هامبورگ، اعلام کرد: مقامات شهر هامبورگ آلمان با تعطیلی روزهای عید فطر، عید قربان و روز عاشورا در این شهر موافقت کردند. وی روز امضای این توافقنامه را روزی تاریخی برای هامبورگ و همچنین کشور آلمان توصیف کرد و افزود: این توافقنامه توسط «انجمن ترکی اسلامی هامبورگ»، «فدراسیون مراکز فرهنگی اسلامی»، و «شورای جوامع اسلامی» این شهر به امضا رسید، که طی آن مقامات شهر تعطیلات قربان، فطر و روز عاشورا را به عنوان تعطیلات رسمی مسلمانان به رسمیت شناختند. آلتوگ ادامه داد: در شهر هامبورگ 150 هزار مسلمان و در سراسر کشور آلمان حدود 4 میلیون مسلمان زندگی می کنند که این جمعیت برابر با 5 درصد کل جمعیت 82 میلیونی آلمان است. این کشور بعد از فرانسه، از نظر تعداد مسلمانان، جایگاه دوم را در بین دیگر کشورهای اروپایی به خود اختصاص داده است. «اولاف شولز» شهردار هامبورگ نیز امضای این توافقنامه را یک نقطه عطف دانست و گفت: با امضای این توافقنامه ما بنیان اجتماعی شهر خود را تقویت میکنیم زیرا همگی هامبورگی هستیم. وی اظهار امیدواری کرد که این توافقنامه با اکثریت آرا به تصویب برسد چراکه این توافقنامه به منظور تأیید نهایی، باید توسط پارلمان مدنی شهر هامبورگ که حزب شولز در آن اکثریت را در اختیار دارد، تصویب شود هرچند نمایندههای دموکرات مسیحی و سبزها در پارلمان نیز از این توافقنامه استقبال کردهاند. يكي از
سران گروه هاي اپوزيسيون، سكوت محافل ضد انقلاب در قبال جنايات اسرائيل در فلسطين
را شرم آور توصيف كرد.
رضا فاني يزدي از اعضاي گروهك اتحاد جمهوريخواهان در پايگاه اينترنتي اخبار روز نوشت: چند روز از آغاز درگيري ميان فلسطيني ها و اسرائيل مي گذرد. اين درگيري ها چند صد كشته و مجروح برجاي گذاشته است. پير و جوان، زن و مرد، نظامي و غيرنظامي و تعداد قابل توجهي كودك و خردسال قرباني چند روز هجوم بمباران ها و موشك باران هاي اسرائيل بوده اند. پارلمان و مقر دولت حماس، دولت قانوني فلسطيني در منطقه غزه با خاك يكسان شده است و زندگي روزانه و عادي مردم دچار اختلال. متاسفانه همه احزاب مخالف ايراني تاكنون چشم بر اين همه جنايت بسته و لام تا كام صحبت نمي كنند. گويا منتظرند كه آقاي اوباما و يا خانم كلينتون چه خواهند گفت. انگار قطب نماي اين سازمان ها در نقض حقوق بشر، كشتار مردم بي گناه و جنايت عليه بشريت، وزارت امور خارجه آمريكا و يا سخنگوي كاخ سفيد است. مطمئنا اگر ايالات متحده اين جنايات را محكوم مي كرد، همه احزاب و سازمان هاي اپوزيسيون ايراني يكي پس از ديگري اعلاميه هاي محكوميت خود را صادر مي كردند. وي مي افزايد: واقعا بر ما چه رفته است؟ چرا اين همه چشم به دهان خانم كلينتون و آقاي اوباما مانده ايم؟ چرا احساسات انساني و وجدان بشري ما با ديدن اين همه قربانيان اين جنايت ها جريحه دار نمي شود؟ چرا جنايت ها را بطور انتخابي محكوم مي كنيم؟ اگر ايالات متحده جنايت در ليبي و سوريه را محكوم كند، ما هم دادمان به فلك مي رسد و اگر آنها سكوت كنند، ما هم سكوت مي كنيم. چرا به اينجا رسيده ايم؟ يادآور مي شود عناصر ساختارشكن و فتنه گر داخل كشور نيز درباره نسل كشي رژيم صهيونيستي در غزه سكوت كرده اند و اين در حالي است كه همين طيف همسو با مواضع آمريكا و كشورهاي مرتجع، از معارضه گروه هاي مسلح تروريست عليه حاكميت سوريه به بهانه حقوق بشر و دموكراسي جانبداري كرده اند. آشوبگران در جريان حاشيه سازي در روز قدس سال 88 شعار ديكته شده وزارت خارجه اسرائيل با مضمون «نه غزه، نه لبنان» را تكرار مي كردند.
* سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، با صدور بیانیه ای اعلام داشت: «در آستانه 16 آذر، روز دانشجو، سازمان مجاهدین خلق ایران، به تمامى شهیدان دانشجو، که در مجاهدت و مقاومت براى سرنگونى دیکتاتوریهاى شاه و شیخ و برقرارى آزادى و حاکمیت مردم جان باختهاند درود میفرستد و دانشجویان، دانش آموزان و همه جوانان مجاهد و مبارز میهن را به یک هفته اعتراض و تظاهرات ضدحکومتى- از دهم تا شانزدهم آذر – فرامىخواند. در تداوم قیام 13آبان که با تمرکز شعارها علیه ولىفقیه نقطه عطفى را در اعتلاى ظفرنمون انقلاب دموکراتیک مردم ایران رقم زد، براى بزرگداشت 16آذربهپاخیزید. دانشگاهها و مراکز آموزشى را به عرصه پیکار خجسته آزادى تبدیل کنید. در تظاهرات بر آزادى بلادرنگ دانشجویان و تمامى دستگیرشدگان قیام، تأکید کنید.» منبع: کتاب 8 ماه نبرد مقدس مسئولان شرکت گوگل
طبق قرار دادی بخشی از هزینه های اسرائیل برای حمله به غزه را به عهده
گرفتند.
به گزارش سیرنیوز، امریکن پولایتیکس نوشت: مسئولان شرکت گوگل طبق قرار دادی بخشی از هزینه های اسرائیل برای حمله به غزه را به عهده گرفتند. این خبر درست زمانی منتشر شد که این شرکت با افشای رسوایی های پترائوس به جاسوسی و بی اعتمادی متهم بود. این تحرکات گوگل در ادامه انتشار فیلم موهن در باره پیامبر اسلام پرونده سیاه این شرکت را تکمیل کرد. گوگل پیش از طبق قرار دادهای مختلفی که با سران رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده بود نماد ها و پرچم های این رژیم را بر روی جستجو گر های خود نصب کرده بود. سید محمد خاتمی در جدیدترین اظهارات خود بر عملکرد اشتباه
اصلاح طلبان در سال 88 اذعان کرده است.
فرماندار ثلاث باباجانی گفت: قیام امامحسین (ع) علیه ظلم
و ستم یزید علیرغم گذشت بیش از قرنها از وقوع آن، جایگاه خاصی در میان مسلمانان
اعم از شیعه و سنی دارد.
![]() به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، رستگار یوسفی در همایش بزرگ بسیجیان عاشورای شهرستان ثلاث باباجانی که به مناسبت هفته بسیج در محل ناحیه مقاومت بسیج سپاه این شهرستان برگزار شد، اظهار کرد: عاشورا حماسهای شورانگیز در تاریخ بشری است و قیام امامحسین (ع) علیه ظلم و ستم یزید علیرغم گذشت بیش از قرنها از وقوع آن، جایگاه خاصی در میان مسلمانان اعم از شیعه و سنی دارد. یوسفی ادامه داد: هرچه از تاریخ آن واقعه عاشورا میگذرد بر عظمتش افزوده میشود و بیشتر توجهها و اندیشههای حقطلبان و آزادیخواهان را از هر مسلک و عقیدهای به خود معطوف میدارد. وی تشکیل بسیج به فرمان امام خمینی (ره) را معجزهای بزرگ در تاریخ انقلاب اسلامی عنوان کرد و افزود: فرمان تاریخی حضرت امامخمینی (ره) در حساسترین نقطه تاریخ انقلاب اسلامی یعنی سال 58 و نقش بسیجیان در همه عرصههای انقلاب تدبیر و دوراندیشی امام راحل (ره) را نشان میدهد. فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه ثلاث باباجانی نیز گفت: ارتقای روحیه امید، شادابی و کارآمدی و حضور بسیجیان در همه صحنهها موجب اقتدار ایران اسلامی و تهدیدی بزرگ برای دشمنان نظام است. فرامرز باوندپور با اشاره به اینکه بسیج در همه صحنههای حساس کشور بهخصوص جنگ نرم دشمن حضوری موثر و تاثیرگذار دارد، تصریح کرد: باید روحیه بسیجی در جامعه به خصوص در بین جوانان تقویت شود. مسئول نهاد نمایندگی ولی فقیه در تیپ انصار الرسول (ص) جوانرود نیز در این همایش ضمن تسلیت ایام ماه محرم بر لزوم بهرهمندی از درسهای عاشورا در این ماه تاکید کرد و گفت: ماه محرم فرصت خوبی است تا ابعاد مختلف واقعه کربلا و خصوصیات قیام حضرت امامحسین (ع) برای مردم تشریح شود. رضاپور در ادامه به هفته بسیج اشاره کرد و افزود: هفته بسیج در تاریخ سراسر افتخار انقلاب اسلامی، نقطه عطف بسیار مهم و آغاز حرکتی عظیم برای حفظ دستاوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی محسوب میشود.
:: بازدید از این مطلب : 208 نوشته شده توسط : arman
خاتمی اول جواب فتنه را بدهد
حجتالاسلام
جعفر شجونی، عضو جامعه روحانيت مبارز با اشاره به تناقضات رفتاری و گفتاری
خاتمی اظهار داشت: خاتمی باید ابتدا اتهامات وارده علیه خود در جریان فتنه
88 را پاسخگو باشد. به گزارش باشگاه خبرنگاران وی به برخی از اتهامات
وارده علیه خاتمی اشاره و ادامه داد: خاتمی ابتدا باید درباره ملاقات خود
با کودتاگران فتنه88 و کاریکاتوریست دانمارکی پاسخگو باشد و همچنین دلایل
اتهامات وارده از جمله نقش داشتن خود در فتنه 88 و آشوب زدن به کشور را
شفاف سازی کند. شجونی با بیان این مطلب که
قطعا خاتمی برای حضور در انتخابات دچار توهم و خیال واهی شده است، ادامه
داد: بهطور حتم شورای نگهبان این فرد را رد صلاحیت کرده و این امر در
حالیاست که ملت آگاه ایران، از گزینه خاتمی استقبال نخواهند کرد. وی در ادامه صحبتهای سیدمحمد خاتمی را مبتنی بر کینهتوزیهای دشمنان غربی دانست و با اشاره به اینکه اظهارات خاتمی با رفتار و سابقه تاریکش تناقض فراوان دارد، افزود: وسوسه حضور مجدد خاتمی در آستانه انتخابات امری طبیعی است چراکه این فرد از بیاعتنایی و بیاعتمادی مردم رنج برده و در تلاش است تا به هر بهانهای توجه اذهان عمومی را به خود جلب کند. عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز خاطرنشان کرد: ملت ایران هیچگاه منتظر ورود مجدد شخصیتهای سوخته در انتخابات نیست چراکه این افراد انقلاب را فدای خواستهها و منافع خود کردند . مي خواستيم با نردبان شكسته از ديوار نظام بالا برويم!
هامون به نقل از کیهان: «خودنويس»
با بيان اينكه چشم اسفنديار جنبش سبز را يافته، مي نويسد: پس از 22بهمن
88، جنبش در خيابان كاملا فروكش كرد. اين به معني عقب نشيني و نااميدي از
سران جنبش بود. موسوي و كروبي كه پيش از انتخابات سال 88 به هيچ روي
پيشينه اي در پدافند از حقوق شهروندي و انتقاد جدي از حكومت نداشتند و به
همين دليل نيز از غربال شوراي نگهبان گذر كرده بودند، با اعلام نتايج
انتخابات، ناگهان بر روي موج سوار شدند و رهبران جنبش سبز نام گرفتند.
بخشي از مردم اين دو را با ترديد و بي اطميناني مي نگريستند و برخي از
آنها به علت كم اطلاعي و اينكه سالهاي اول انقلاب را درك نكرده بودند، به
ستايش اين دو پرداختند و يا آنان را به چشم نردباني براي بالا رفتن از
ديوار جمهوري اسلامي ديدند. گرچه اين دو تن از مواضع آغازين خود در سه سال
گذشته كوتاه نيامدند ولي ادعاي آنها درباره وفاداري به نظام بخش بزرگي از
بدنه جنبش را به سردرگمي و سرخوردگي دچار نمود. برگزاری شب شعر با حضور حامی فتنه و هوادار خواننده مرتد
سیرنیوز از باشگاه خبرنگاران؛ با وجود هشدارهای متعدد به مسئولان برخی نهادها مبنی بر عدم دعوت و همکاری با مهدی موسوی و حلقه نزدیک به او برای انجام فعالیت های فرهنگی، اما همچنان در فضای مجازی شاهد این هستیم که مسئولان فرهنگی برخی از نهادها بدون توجه به هشدارها کماکان از این فرد دعوت به عمل آورده و او نیز با حضور در جمع های فرهنگی هر روز دامنه حلقه فاسد خود را گسترده تر می کند. در آخرین نمونه از اطلاع رسانی باشگاه خبرنگاران در این خصوص، صبح امروز خبری در سایت باشگاه خبرنگاران با عنوان "دعوت از شاعر مبتذل نویس و حامی خواننده مرتد، این بار در دانشگاه شهید بهشتی! + اسناد" را درج کرد. در پی درج این خبر در سایت باشگاه خبرنگاران بود که روابط عمومی سازمان نظان پزشکی و روابط عمومی دانشگاه شهید بهشتی با ارسال توضیحاتی برگزاری هر گونه برنامه شب شعر را از اساس تکذیب کردند و باشگاه خبرنگاران هم به دلیل رسالت خبری خود توضیحات هر دو نهاد را در خبر فوق درج کرد. اما خبرنگار وبگردی باشگاه خبرنگاران که از برگزاری چنین برنامه ضد فرهنگی در دانشگاه بهشتی که به همت سازمان نظام پزشکی برگزار می شود مطمئن بود با گذشت و گذاری در فضای مجازی به نتایج جالبی رسید. در اولین نمونه از تائید خبر امروز صبح(18 آبان ماه 1391) باشگاه خبرنگاران، گویا مسئولان سایت سازمان نظام پزشکی فراموش کرده بودند اطلاع رسانی خود در خصوص برگزاری شب شعر را از روی سایت خود حذف و یا خبر مورد نظر را اصلاح کنند(خبر نظام پزشکی را اینجا ببینید). اما در موردی دیگر، خبرگزاری ایسنا با انتشار آنچه در سایت سازمان نظام پزشکی آمده پیش خبری از حضور عنصر ضد فرهنگی،حامی فتنه و هوادار خواننده هتاک به ائمه معصومین(ع) را روی خروجی خود فرستاده بود که با مطالعه آن خبر کاملا مشهود است که سازمان نظام پزشکی برای حضور مهدی موسوی برنامه ریزی کرده و همچنین دانشگاه شهید بهشتی نیز شرایط و محل برگزاری به اصطلاح شب شعر با حضور این عنصر را فراهم آورده است(لینک خبر خبرگزاری ایسنا را اینجا ببینید). سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا مسئولان سازمان نظام پزشکی و دانشگاه شهید بهشتی به فردی مانند مهدی موسوی که حمایت او از جریان ورشکسته فتنه و خواننده هتاک کاملا مشهود است تریبون و فضای به اصطلاح فرهنگی اختصاص می دهند؟ و البته اگر از ماهیت اصلی وی و گروهک نفاقش آگاهی نداشتید (که به نظر ما اینطور بوده است)چرا قبل از همکاری برای برگزاری برنامه،دادن سالن و...فقط چند دقیقه ای را برای شناخت هویت واقعی وی (حتی نه به وسیله استعلام مراجع زیربط) ،از طریق جستجوی اینترنتی وقت نگذاشتید؟ و سوال مهمتر اینکه، با وجود مشهود بودن اصل خبر برگزاری این برنامه و اختصاص زمان و فرصت به فردی مانند مهدی موسوی چه چیز را تکذیب می کنید؟ ارزيابي عوامل فتنه از ريسك نزديكي تاكتيكي به هاشمي
پايگاه اينترنتي «ملي- مذهبي» كه از پاريس مديريت مي شود، در تحليل خود با
عنوان «هاشمي؛ مهره اي سوخته، سوزاننده» نوشت: رفتار هاشمي و آنچه كه بر
فرزندان او رفته اپوزيسيون (از جمله جريان ملي- مذهبي) را بر سر تصميم
گيري مي نشاند. پرسش اساسي اين است كه با هاشمي چگونه بايد رفتار كرد؛ او
كه در كارنامه اش قلع و قمع «ديگران» را به طور پررنگ دارد و در تصميم هاي
بزرگ از جنگ تا اتفاقات سال 67، قتل هاي زنجيره اي [!؟] و... جزو تصميم
سازان بوده و اكنون با دموكراسي خواهان افق مشترك پيدا كرده است. خاتمي از بياعتنايي و بياعتمادي مردم رنج ميبرد/ وسوسه حضور مجدد در انتخابات
سیرنیوز از باشگاه خبرنگاران ، حجتالاسلام جعفر شجوني با توجه به تناقضات رفتاري و گفتاري خاتمي اظهار داشت: خاتمي بايد ابتدا اتهامات وارده عليه خود در جريان فتنه 88 را پاسخگو باشد. وي به برخي از اتهامات وارده عليه خاتمي اشاره کرد و افزود: خاتمي ابتدا بايد درباره ملاقات خود با کودتاگران فتنه 88 و کاريکاتوريست دانمارکي پاسخگو باشد و همچنين دلايل اتهامات وارده از جمله نقش داشتن خود در فتنه 88 و به آشوب کشيدن کشور را شفافسازي کند. حجتالاسلام شجوني با بيان اينکه قطعا خاتمي براي حضور در انتخابات دچار توهم و خيال واهي شده است، ادامه داد: به طور حتم شوراي نگهبان اين فرد را رد صلاحيت کرده و اين امر در حاليست که ملت آگاه ايران، از گزينه خاتمي استقبال نخواهند کرد. وي اظهارات محمد خاتمي را مبتني بر کينهتوزيهاي دشمنانان غربي دانست و با اشاره به اينکه اظهارات خاتمي با رفتار و سابقه تاريکش تناقض فراوان دارد، افزود: وسوسه حضور مجدد خاتمي در آستانه انتخابات امري طبيعي است چراکه اين فرد از بياعتنايي و بياعتمادي مردم رنج برده و در تلاش است تا به هر بهانهاي توجه اذهان عمومي را به خود جلب کند. عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز خاطر نشان کرد: ملت ايران هيچگاه منتظر ورود مجدد شخصيتهاي سوخته در انتخابات نيست چراکه اين افراد انقلاب را فداي خواستهها و منافع خود کردند. منافقين از بردارم تنها يک جمجمه و چند استخوان تحويل دادند
![]() هامون به نقل از باشگاه خبرنگاران: گروهک
تروريستي منافقين طي اعمال جنايتکارانه بسياري از هم وطنان بيگناهمان را
به کام مرگ کشاندهاند بر همين اساس با يکي از خانواده قربانيان ترور به
گفتگو نشستيم که متن آن در ذيل آمده است.
:: بازدید از این مطلب : 436 نوشته شده توسط : arman
آنچه که ائمه اطهار همیشه از خدا طلب مىکردندیقین، مراتبى دارد و هر مرتبهاى از آن که فرض شود، مرتبه بالاترى براى آن وجود دارد، لذا ائمه اطهار علیهم السلام با اینکه در مراتب عالیه یقین بودند، باز هم از خدا طلب یقین مىکردند. هامون به نقل از خبرگزاری دانشجو: مقام معظم رهبری شخصیتی نادر و برجسته است که بهرهمندی از دانش و حکمت ایشان برای رهروان انقلابی بسیار کارگشاست. کلاسهای درس خارج فقه ساعت هفت صبح برگزار میشود و ایشان قبل از درس چند دقیقهای بحث اخلاقی دارند که در این سلسله نوشتارها به بیان این نکات میپردازیم. از امتیازات درس مقام معظم رهبری آن است که اجازه میدهند شاگردان بدون هیچ ترس یا احساس ابهتی به راحتی سوالاتشان را بپرسند و ایشان نیز با صبوری پاسخ میدهند؛ همچنین در این کلاس حضور و غیاب جدی وجود دارد.
یقین در دین چون سر در بدن است
تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، ص 150 و بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 74 ، ص 291؛
هر جوری هست باید بیاییم وسط، بی خیال ادعای تقلب!![]() هامون به نقل از بولتن نيوز:
اصلاح طلبان كه تا ماههاي پيش، تصور ميكردند مردم و نظام براي آنها تره
خرد كرده و فرش قرمز براي حضورشان در عرصهي سياست راه مياندزند، اين
روزها با سرخوردگي هرچه تمامتر تغيير استراتژي دادهاند. شکايت مهدي هاشمي از 9 روزنامه و سايت خبري/ اعتراض به دادگاه براي اتمام بازداشت موقت مهديوکيل مهدي هاشمي از شکايت موكلش از 9 روزنامه و اعتراض به دادگاه براي اتمام بازداشت موقت مهدي خبر داد.
وکیل مهدي هاشمی ادامه داد: مهدی از روزنامههاي(كيهان، ايران، وطنامروز، جوان، مشرق، 9 دي) و 3 سايت خبري(رجانيوز، اول نيوز و نداي انقلاب ) در شعبه 9 دادسرای فرهنگ و رسانه و شعبه 12 دادسراي کارکنان دولت، شکايت کرده كه احضاريه دادگاه براي مديران اين روزنامهها ارسال شده است. طباطبايي در باره آخرین وضعیت روزنامه توقیف شده "شرق" هم خاطرنشان کرد: این روزنامه توقیف شده و هیات نظارت بر مطبوعات اين پرونده را به براي رسيدگي به دادسرا ارسال كرده كه قطعا طي اين هفته پيگيري خواهد شد. راهبردهای انتخاباتی تکنو کرات ها با مهره «مهدی هاشمی»![]() بخشی از این اهداف را می توان از هفته نامه «آسمان» رصد کرد
بررسی رسانه های جریان تکنوکرات نشان می دهد که این جریان کنش های موثر و هدفمندی را برای بهره گیری از ظرفیت هاشمی رفسنجانی برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بویژه از بستر دستگیری دو تن از اعضای خانواده وی، ترتیب داده است. هامون به نقل از حدیدنیوز بخشی از این اهداف را می توان از هفته نامه «آسمان» رصد کرد. جاسوسی از مردم آمریکا به بهانه حمله سایبری ایران![]()
:: بازدید از این مطلب : 199 نوشته شده توسط : arman
عقب نشینی گوگل در برابر اعتراض ها/ خلیج فارس به نقشه گوگل بازگشت![]() سيري در سيره امام محمد باقر عليه السلام![]() امام(ع)در تشريح مباني اسلام فرموده است:اسلام برپنج چيز استوار است،برنماز و زکات حج وروزه و ولايت(رهبري اسلامي)
رندان تشنه لب را آبي نميدهد كس گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود از گوشهاي برون آي اي كوكب هدايت(۱) هامون به نقل از ندای انقلاب: امام محمد باقر ـ عليهالسلام ـ پنجمين اختر فروزان آسمان امامت و
هفتمين گوهر عرش عصمت است. او شكافنده و تبيين كننده علوم اسلامي است.
امامي كه سراسر زندگياش نور بود و همه لحظات عمر با بركتش، در راه ارشاد و هدايت انسانها صرف شد. امامي كه از زمينه سازيهاي پدرش امام سجادعليهالسلام در راستاي معرفي مكتب تشيع، و مبارزه با طاغوتها، بهرهبرداري بسيار كرد، و با تربيت شاگردان برجسته، و تبيين فقه ناب اسلام و اهلبيت ـ عليهالسلام ـ بزرگترين قدم را براي شناسايي تشيع و مكتب اهل بيت ـ عليهالسلام ـ برداشت. او در سن چهار سالگي در كربلا و ماجراي عاشوراي حسيني حضور داشت، و در سفر كوفه و شام، همراه پدر، همه ماجراها را مي ديد، و براساس فرهنگ عاشورا تربيت شد. او تجسمي از ارزشهاي والاي انساني و كمالات اخلاقي بود و همه لحظههاي زندگي درخشانش، درسهاي بزرگ انساني را الهام ميبخشيد. بي شك، آشنايي با سيره علمي، تربيتي، سياسي و اخلاقي آن امام همام راهنماي خوبي براي ما در مسير پر پيچ و خم زندگي است.(۲) سيره علمي امام باقر (ع) زندگي امام باقرعليهالسلام مصادف با دوران پر تلاطم زوال بني اميه بوده است، اما به دليل شرايط خاص آن زمان ايشان از نظر سياسي در انزوا بودند و اعتراض هاي او، با اين كه در اين راه تا سر حد شهادت حركت كرد، به صورت يك نهضت سياسي همه جانبه براي سرنگوني رژيم بني اميه نيانجاميد. او دريافته بود فرهنگ تشيع در انزوا قرار دارد؛ از اين رو لازم بود به يك انقلاب وسيع فرهنگي دست بزند و با تشكيل حوزه علميه و تربيت شاگردان برجسته، فقه آل محمد ـ صلياللهعليهوآله ـ و خط فكري تشيع را آشكار کند. بر همين اساس امام باقرعليهالسلام زمينهسازي بسيار عميق و خوبي در اين راستا نمود و پس از ايشان، فرزند برومندش امام صادق ـ عليهالسلام ـ با تشكيل حوزه علميه با چهار هزار نفر شاگرد، آن را به ثمر رسانيد و يك دانشگاه عظيم اسلامي در تاريخ اسلام آشكار و ماندگار شد.(۳) بنابراين، ميتوان گفت؛ امام باقر ـ عليهالسلام ـ مؤسس و بنيانگذار حوزه علميه شيعه و نهضت فرهنگي انقلاب فرهنگي تشيع بود.(۴) حكومت و سياست در سيره امام باقر(ع) با وجود تمام سخت گيري هاي بني اميه، امام باقرعليهالسلام به تبيين معارف اهل بيت عليهالسلام مي پرداخت و از تبيين جايگاه امامت و ولايت در اسلام كه به معناي زعامت و تصدي امر است، دست بر نمي داشت. زراره، يكي از اصحاب امام باقرعليهالسلام حديثي را از ايشان روايت ميكند كه امام عليهالسلام در تشريح مباني اسلام فرموده است: « بني الاسلام علي خمسة اشياء، علي الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولايه. اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولايت (رهبري اسلامي) » زراره ميگويد: عرض كردم كدام يك از اين مباني برتر است؟ حضرت فرمود: الوِلايَةُ اَفْضَل؛ لِاَنَّها مِفْتاحُهُنَّ. وَالواليُ هُوَ الدَّليلُ عَلَيهِنَّ ؛ ولايت و رهبري برتر است. زيرا كليد و راهگشاي مباني ديگر است و اين رهبر؛ راهنماي مباني ديگر است. (۵) با اين وجود امام باقرعليهالسلام به تبعيت از جد بزرگوارش امام علي ـ عليهالسلام ـ هر جا كه احساس ميكرد، كيان كشور اسلامي و آبروي اسلام در خطر است، خلفا را از راهنمايي و ارشادهاي خود محروم نميکرد.(۶) سيره عملى امام باقر(ع) زندگي امامان معصوم عليهالسلام، همواره الگوي شيعيان در زندگي است. و در حقيقت آن گونه كه از قول معصوم ـ عليهالسلام ـ بر ميآيد عمل به گفتار و تبعيت از كردار ايشان، به نوعي بيانگر ميزان دوستي و نشانگر محبت به ايشان باشد.(۷) در زير به دو نمونه از سيره عملي امام باقر ـ عليهالسلام ـ اشاره ميشود: ۱ـ حلم امام مردى مسيحى از روى كينهاى كه با امام عليهالسلام داشت كلمه باقر را به بقر تغيير داد و به آن حضرت گفت: انت بقر. امام عليهالسلام بدون آنكه از خود ناراحتى نشان داده و اظهار عصبانيت كند با كمال سادگى فرمود: نه من بقر نيستم، من باقرم. مسيحى گفت: تو پسر زنى هستى كه آشپز بود امام فرمود: «شغلش اين بود، عارو ننگى محسوب نمى شود. مسيحى گفت: مادرت سياه وبى شرم وبد زبان بود. امام فرمود: اگر اين نسبتها را كه به مادرم مى دهى راست است خدا او را بيامرزد و از گناهانش بگذرد و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد كه دروغ و افترا بستى. مشاهده اين همه حلم از مردى كه قادر بود همه گونه موجبات آزار يك مرد خارج از دين اسلام را فراهم آورد كافى بود كه انقلابى در روحيه مرد مسيحى ايجاد نمايد و او را به سوى اسام بكشاند. اما ب مرد مسيحى بعد مسلمان شد. ۲ ـ زحمت در طلب رزق در گرماى شديد تابستان محمدبن منكدر كه خود را از زهاد و عباد و تارك دنيا مى دانست امام را در حال خستگى شديد در انجام كارى مى بيند گمان مى كند امام خود را براى طلب دنيا اين گونه به زحمت انداخته، لذا به نصيحت مىپردازد و مى گويد آيا سزاوار است مرد شريفى مثل شما در اين گرماى طاقت فرسا در طلب دنيا بيرون بيايد، اگر خداى نخواسته در اين حال مرگ شما را فرا رسد چه وضعى براى شما پديد خواهد آمد؟ شايسته نيست شما به دنبال دنيا برويد و خود را به رنج و زحمت بيندازيد. امام عليهالسلام فرمودند: اگر مرگ من در همين حال برسد و من بميرم، در حال عبادت و انجام وظيفه از دنيا رفته ام، زيرا اين كار، عين طاعت و بندگى خدا است. تو خيال كرده اى كه عبادت منحصر به ذكر و نماز و دعاست من زندگى و خرج دارم اگر كار نكنم بايد دست حاجت به سوى تو و امثال تو دراز كنم. من در طلب رزق مى روم تا احتياج خود را از ديگران سلب كنم. وقتى بايد از رسيدن مرگ هراسان باشم كه در حال معصيت و خلافكارى و تخلف از فرمان الهى باشم نه در چنين حالى كه در حال اطاعت امر حق هستم و او مرا موظف كرده بار دوش ديگران نباشم و رزق خود را خودم تحصيل كنم. زاهد گفت عجب اشتباهى كرده بودم. اكنون متوجه شدم كه من روش غلطى را مى پيموده ام و احتياج كاملى به نصيحت داشته ام.(۸) سيره اخلاقي امام باقر(ع) روايات بسياري از ائمه اطهار و رسول اکرم تصريح مي کنند که اخلاق نيکو بخش عمده ايي از دينداري است. و حتي نبي مکرم اسلام(ص)، در حديثي يادآوري کرده اند که ايشان براي تکميل مکارم اخلاقي مبعوث شده اند.(۹) اخلاق نيکو در کنار ايمان به خداوند و روز حساب ، اقامه نماز، پرداخت زکات و انفاق مال در راه خدا و شکيبايي در مصايب از صفات برجسته نيکوکاران، راستگويان و پرهيزگاران است.(۱۰) جامعه اسلامي آنگاه بر راه درست گام برميدارد و آن زمان شايسته اين صفت( اسلامي) خواهد بود که بيش از هميشه بر طريق اخلاق انساني گام بردارد؛ چون موازين اخلاقي براي فرد همچون قوانين براي جامعه است. جامعه بيقانون با انسان بياخلاق برابر است. هر دو برآشفته، غيرقابل اعتماد و راکداند و هر دو رو به سوي قهقرا خواهند رفت. بهتر آن است با توجه به روزهايي چنين خوش که شادي را از ميلاد امام محمد باقر به عاريت گرفته است، به اين اصل اساسي در سخنان عالم خاندان علم و امامت امام محمد باقرعليهالسلام بپردازيم. نيکوگفتاري با ديگران بهترين چيزي را که دوست داريد درباره شما بگويند ، درباره مردم بگوييد. (۱۱) امام محمد باقر ـ عليهالسلام ـ پنج نکته را سفارش فرموده اند: اگر مورد ستم واقع شدي ستم مکن. اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن. اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو. اگر مدحت کنند شاد مشو. اگر نکوهشت کنند بي تابي مکن. (۱۲) اين نکات را نه تنها شکيبايي که استقامت بزرگ مي توان ناميد. مردمي که در مناسبات متقابل با يکديگر اين موارد را رعايت کند: حقوق ديگران را مانند حقوق خود محترم داشته بر آن دل بسوزانند، فروتني را پيشه خويش ساخته از غرور و جدال بپرهيزند و درکنار اين سه شکيبايي به خرج دهند مطمئناً درِ دنيايي زيبا و جامعه اي سالم را به روي خويش خواهند گشود و پس از آن ما ناظر مشاجره و برخوردهاي رانندگان درخيابان ها، مردم در صف ارزاق و ديگر صحنه هاي دل آزار نخواهيم بود. اميد است با بهره گيري از سيره اين امام همام در همه مراحل زندگي، يك زندگي سالم، همراه با روشن بيني و بصيرت بنا كنيم. و با زمينه سازي و انتظار ظهور حجت راه را براي تشكيل حكومت عدل الهي هموار سازيم. پي نوشتها ۱- لسان الغيب، خواجه شمس الدين محمد، حافظ شيرازي. ۲- ر.ك: امام باقرعليهالسلام بنيانگذار نهضت فكري ـ فرهنگي تشيع، حجتالاسلام علي اصغر صرفهجو، مقاله، تبيان. ۳- رجال كشي، ص ۱۲۵. ۴- همان، ص ۱۲۵. ۵- فروع کافي، ج ۴ ص ۶۲، ح ۱. ۶- بررسي بنيانهاي اخلاقي و سياسي درسيره امام محمدباقر(ع)، ح.طاهري، مقالات، تبيان. ۷- امير مؤمنان(ع): من احبنا فليعمل بعملنا و ليتجنب الورع،هر که مارا دوست ميدارد بايد چون رفتار ما عمل کند و جامه پارسايي در بر گيرد. غررالحکم :حديث۸۴۸۳. ۸- ر.ك : سيرهى علمى امام محمد باقرعليهالسلام، مقاله، پايگاه ويژه امام باقرعليهالسلام، http://emambagher.heyatblog.net/. ۹- رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ(ص) بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج۶۷، ص: ۳۷۳. ۱۰- اشاره به آيه ۱۷۷ سوره بقره. ۱۱- بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج ۶۵، ص ۱۵۲. ۱۲- بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج ۷۵، ص ۱۶۷. هدف از خبرسازی درباره توافق پنهانی ایران و آمریکا چیست؟برخی
خبرها نشان دهنده آن است که امریکایی ها پیشنهاد هسته ای خود را بازنگری
کرده و در حال آماده شدن برای ارائه پیشنهاد مذاکراتی جدید به ایران
هستند. روزنامه نیویورک تایمز که اکنون خبر از توافق محرمانه ایران و
امریکا درباره مذاکره مستقیم داده، چندی پیش خبر تدوین یک پیشنهاد جدید
خطاب به ایران را تایید کرده بود.
هامون به نقل از فردا:
خبرسازی اخیر روزنامه نیویورک تایمز درباره توافق محرمانه ایران و امریکا مبنی بر انجام مذاکره مستقیم در قطر،مقوله ای است
![]()
مردی که دوست دارد کشور را بحرانی نشان دهد![]() هامون به نقل از بولتن نیوز: "مرد بحران"! این اصطلاحی است که حتما در این روزها بسیار شنیده و دیده اید. مرد بحران کلید واژه ای است که خانواده و طرفداران هاشمی (البته شاید به دستور خودش) بر او نهاده اند. به گزارش بولتن، حلقه پیرامون هاشمی که گویا یکی از کارهای دائم و همیشگی شان، فعالیت های عجیب و غریب در زمان انتخابات است، با نزدیک شدن دوباره به انتخابات ریاست جمهوری، به فعالیت های بیشتری مبادرت ورزیده اند. اصطلاح "دولت وحدت ملی"، اصصلاحی بود که از دوره قبل انتخابات ریاست جمهوری وارد ادبیات سیاسی کشور شد و البته بلافاصله، کارشناسان و صاحبنظران، چنین موضوعی را مورد انتقاد قرار داده و اساسا گزاره های آن را رد کردند.
حالا چهار سال بعد، یعنی در ایام نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری "یازدهم"، پرده دیگری از این تئاتر به نمایش درآمد: تنها کسی که می تواند کشور را از وضع کنونی نجات داده و "دولت وحدت ملی" را به سرانجام رساند کسی نیست جز "مرد بحران"ها، هاشمی رفسنجانی! به راستي چه ارتباطی بین "وحدت" و "بحران" وجود دارد؟ آیا اساسا کسی چون هاشمی در این مقطع زمانی، یعنی زمانی که شواهد امر در جامعه گویای آن است که وی با کمترین اقبال عمومی مواجه است (شاهد می خواهید به حضور چند دقیقه ای او در مجامع عمومی نگاه کنید که چگونه با واکنش مردمی مواجه شده) می تواند اقدامی در خور و مناسب منافع ملی انجام دهد؟ از سویی دیگر، پیش شرط پذیرش اصطلاحاتی چون "دولت وحدت ملی" و "مرد بحران" آن است که بپذیریم در کشور با "عدم وحدت" و "عدم امنیت" مواجه ایم. آیا به راستی این گزاره ها درست است؟ آیا کشور با مشکلی به نام "عدم وحدت" روبروست؟ بلی، اگر منظور از عدم وحدت، عدم وحدت سیاسیون باشد، این امر درست است. و البته سوال ديگری که در همین زمینه به ذهن می رسد این است که منظور از عدم وحدت در سیاسیون به چه معناست؟ آیا منظور آن است که همه سیاسیون زیر پرچم "یک فرد" گرد هم آیند؟ اگر منظور این است که نه شدنی است و نه اساسا چنین موضوعی عقلانی است. سیاسیون باید در تصمیم گیری های کلان خود دارای "وحدت در اصول" باشند اما اینکه بخواهیم همه از يك نظریه و سلیقه سیاسی پیروی کنند، امکان پذیر نیست. نفس وجود سلائق مختلف سیاسی تا آنجا که وحدت در اصول داشته باشند برای کشور مفید فایده است. پس وحدت سیاسون به این معنا، عقلا قیبح است. اما اگر منظور از "وحدت ملی"، وحدت در سطح جامعه و مردم است، که همین الان هم وجود دارد. شرکت 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری پیشین، شرکت نزدیک به 65 درصدی مردم در انتخابات مجلس، راهپیمایی های میلیونی مردم در مناسباتی چون روز قدس و 22 بهمن و حماسه 40 میلیونی مردم در 9 دی همه و همه جلوه هایی از وحدت ملی است. مساله "بحران" هم به همین نحو. اینکه کشور با یک سری مشکلات روبروست که در آن شکی نیست. و اصلا کدام نظام سیاسی و کشوری است که با مشکل مواجه نباشد. اما اینکه این "مشکل" را "بحران" بنامیم، یقینا امری برساخته است. "بحران" در ادبیات سیاسی تعریف خاص خود را دارد که حداقل با وضع موجود، سنخیتی ندارد. مگر اینکه مراد از "مرد بحران" را "ایجاد بحران" بدانیم. که در آن صورت حتی می توان برای آن شواهد و مستنداتی را هم آورد: هم اوست که با بیان دیدگاهها اخیر خود در برگزاری انتخابات قانونی و آزاد درصدد جا انداختن این موضوع به جای کلید واژه تقلب با توجه به تمام شدن تاریخ مصرف آن دارد. و هم اوست که در دیدارهای خود با نظریه "فرایند تلاش آمریکا برای تبدیل نارضایتی های اقتصادی به نا امنی" همراه شده و ملاقات کنندگان را به وضعیتی سوق می دهد که مسئولین در مقابل فشارهای تحریم های غرب منفعل هستند و انگیزه لازم را ندارند. در آخر یادآور می شود خوب است خانواده وی به جای معرفی او به عنوان مرد بحران، پدر خود را به عنوان مربی خوب برای فرزندان خانواده، تشویق کنند تا کمتر شاهد حضور آنها در کنار زندان و جاهایی از این قبیل باشیم. خوب است که به ایشان یادآوری شود که "بالاترین میزان تورم" در تاریخ کشور مربوط به زمان ریاست جمهوری اوست. مناسب است یادآوری شود که در زمان ریاست جمهوری ایشان، نرخ ارز صد برابر شد! ( یعنی از 7 تومان به 700 تومان رسید) یعنی ارزش پول ملی یکصد برابر کاهش یافت! و اگر نبود هشدارها و دستورات مقام معظم رهبری، به یک هزار تومان هم می رسید. بسیار بجاست به این ایشان یادآوری شود که در زمان ریاست جمهوری ایشان، مشکلات اقتصادی به جایی رسید که در شهرهای محروم کشور و نیز در مناطق محروم اطراف تهران، اعتراضات محرومین به اوج خود رسید و بدستور این آقا که الان پرستیژ حقوق بشری می گیرد، "یگان ویژه ضد شورش" با کمک دوستان آلمانی!! تشکیل شد و محرومان را مورد تفقد قرار دادند؟ و همزمان خانواده و کارگزاران وی تجمل گرایی را پیشه نمودند تا جایی که با عتاب و خطاب رهبر عزیز مواجه شدند. خوب است به ایشان یادآوری شود... اصلا در یک کلام به جناب هاشمی باید یادآوری شود بحرانهایی که کشور در زمان ریاست ایشان با آن روبرو شده در تاریخ این کشور بی نظیر است. و از این بالاتر، بسیاری از بحران های کشور زائیده و پروریده تفکرات و اقدامات هاشمی است. و براستی که چه نام با مسمّایی طرفدارانش بر او نهاده اند: مرد بحران!
:: بازدید از این مطلب : 202 نوشته شده توسط : arman
دشمنان در جنگ تحریمها هم مغلوب ملت ایران میشوند/تعریف نقش قوا در قانون اساسی روشن است |
اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد که اختلافات در درون ستاد یکی از کاندیداهای مطرح انتخابات ریاست جمهوری شدت یافته است.
هامون به نقل از محدوده:
یکی از کاندیداهای مطرح انتخابات ریاست جمهوری که مدت هاست ستادهای انتخاباتی خود را فعال کرده و از طیف های مختلف نیز در بدنه ستاد خود بهره گرفته به دلیل اختلاف نظرهای شدید میان برخی اعضای برجسته ستاد خود، این روزها چندان حال خوشی ندارد.
«سهم خواهی»، «عدم تمکین تشکیلاتی»، « اختلاف نظرهای قومیتی» و... از جمله مسائلی است که در ستاد این کاندیدای ریاست جمهوری رخ داده و به تعبیر این فرد ستاد را به یک مجموعه افلیج تبدیل کرده است.
هامون به نقل از بولتن نیوز:
به گزارش رادیودیروز بررسی
های روانپزشکی و تطابق آثار و علائم موجود در اخبار رادیوفردا نشان می
دهد این رسانه مبتلا به یک اختلال روانپزشکی به نام گراندیوزیتی (
GRANDUSITY ) می باشد . این اختلال به معنای خود بزرگ بینی است که در زمره
ی بیماری های روانی می باشد .
سرآغاز این تشخیص از آنجایی است که رادیوفردا معتقد بود در زمان اعتراضات
چند روزه ی اخیر تهران بر روی امواج این رادیو پارازیت های سنگین
انداخته اند ! اما اختلال ناشی از این خود بزرگ بینی رادیوفردا به این
دلیل است که ظاهرا رادیوفردا باورش شده است که در ایران تاثیرگذار است و
در اتفاقاتی همچون اعتراض یا اعتصاب و تحصن عده ی کثیری از معترضان پای
گیرنده های رادیویی خود در حال گوش دادن به رادیوفردا یا احتمالا پیگیری
لحظه به لحظه ی اخبار و گزارشات آن هستند !
این درحالیست که رادیوفردا بین رسانه های فارسی زبان ضد انقلاب یکی از کم
مخاطب ترین و بی مشتری ترین و کم طرفدار ترین رسانه هاست و ظاهرا فقط یک
مرکز کاریابی و جلوگیری از بیکاری برای عده ای از عناصر فراری ضد انقلاب
هستند که وقت خود را در این رادیو بگذرانند تا دیار غربت از گرسنگی تلف
نشوند !
با این وجود رادیوفردا معتقد است که در حین اعتراضات اخیر بازار تهران به
دلیل ترس مقامات جمهوری اسلامی ایران از این رسانه (!) پارازیت های
سنگینی بر روی امواج ماهواره ای آن ارسال شده است و دریافت آن را برای
مخاطبینش با مشکل مواجه نموده است !
رادیودیروز برای جلوگیری از پیشرفته تر شدن اختلا خودبزرگ بینی رادیوفردا
به این رسانه پیشنهاد می کند حتما به یک روانپزشک مراجعه نماید !
هامون به نقل از بولتن نیوز: سایت «دیگربان» که در دروغ سازی علیه جمهور اسلامی ید طولایی داشت، تعطیل شد.
به گزارش بولتن نیوز، این سایت در توضیح دلیل این اقدام نوشته که به علت مشکلات مالی تا اطلاع بعدی به کار خود پایان داده است.
معلوم است که اوضاع اپوزیسیون و ضدانقلاب، حسابی قمر در عقرب شده و اربابان این قلم به مزدها به این نتیجه رسیده اند که هزینه هایی که برای چنین سایت هایی در طول این چند سال اخیر کرده اند، نتیجه خاصی جز وقت تلف کردن نداشته و تف سر بالاست.
جالب آنکه مسئولین این سایت در بیانیه پایانی خود خواسته اند در ظاهر خود را مستقل نشان داده و اقدامات خود را، عملی خودجوش اعلام کنند. در این بیانیه آمده است:
"دستاندرکاران این پروژه که از ژانویه سال ۲۰۱۱ با حمایت مالی اندکی آغاز شد و از ابتدای سال ۲۰۱۲ بدون هیچ حمایتی به کار خود ادامه داد٬ پس از بینتیجه ماندن تلاشها برای جذب بودجه از منابع مستقل٬ تصمیم به توقف فعالیت آن گرفتند.
این سایت طی این مدت تنها بر اساس انگیزه شخصی دستاندرکاران آن و بدلیل بازخوردهایی که حاکی از تاثیرگذاری در فضای رسانهای و سیاسی کشور بود به فعالیت خود ادامه داد."
این در حالی است که اخبار این سایت، آن قدر دروغ و به دور از واقعیت بود که حتی مورد استناد دیگر سایت های ضد انقلاب نیز قرار نمی گرفت.
جالب تر آنکه مسئولین این سایت دست به سر کیسه کردن مردم هم زده و نوشته است که "دیگربان در صورت تامین بودجه٬ فعالیت خود را از سر خواهد گرفت."
گفتنی است طبق اخبار رسیده، مابقی رسانه های ضد انقلاب نیز به دلیل عدم کارایی لازم، حمایت های اربابان خود را از دست داده و با مشکلات عدیده ای مواجه هستند.
هامون به نقل از بولتن نیوز:
با نزديك شدن به موسم انتخابات رياست جمهوري، رسانه هاي ضد انقلاب نيز دست به كار شده و با قدرت هر چه بيشتر مشغول توليد محتوا در اين زمينه هستند.
به گزارش بولتن نيوز، محور اساسي رسانه هاي بيگانه در مورد انتخابات آينده، دامن زدن به اختلافات موجود بين مسئولين (مخصوصا اختلاف بين اصولگرايان) و حمايت بي چون و چرا از اصلاحطلبان و در رأس آنها سيدمحمد خاتمي، يكي از اضلاع اساسي در فتنه 88 است.
در همين مورد، سايت بي بي سي متعلق به دستگاه سلطنتي انگليس در مطلبي با عنوان «خاتمي، کيمياگر يا اصلاح طلب؟»، در مورد ديدگاههاي پارادوكسيكال و متناقض خاتمي پرداخته و معتقد است كه مواضع و عملكرد او با يكديگر در تناقض است و معلوم نيست كه وي بالاخره از كدام مشرب فكري تبعيت مي كند و دنبال چه چيزي است.
نويسنده در ابتداي اين مطلب مي نويسد:
"هنگامي که محمد خاتمي نخستين بار براي انتخابات رياست جمهوري ايران نامزد شد، بسياري از مخالفان حکومت، بخصوص آنها که در خارج از کشور بودند، مي گفتند، او فردي است از داخل نظام جمهوري اسلامي و شعارهايش درباره اصلاحات، جامعه مدني، آزادي و غيره چيزي نيست جز عوامفريبي و راهي براي طولاني تر کردن عمر حکومت. اما بسياري از راي دهندگان ايراني که در داخل بودند، خواسته يا از سرناچاري با خوشبيني به او نگريستند، از او حمايت کردند و به او راي دادند.
گسترش آزادي بيان، آزادي هاي اجتماعي، سياست هاي بازتر فرهنگي، گسترش فعاليت نهادهاي مدني، بهبود روابط ايران با کشورهاي غربي، افشا کردن قتل هاي زنجيره اي همه و همه سبب شد تا بسياري از تحليل هاي بدبينانه در مورد خاتمي کمرنگ شود. اما به نتيجه نرسيدن تحقيقات درباره قتل هاي زنجيره اي، عدم موضعگيري قاطع در قبال بسياري از رويدادهاي داخلي از جمله رد صلاحيت گسترده نامزدهاي اصلاح طلب در انتخابات مجلس سال 82 سبب شدند تا چهره خاتمي در ذهن بسياري در حد يک اصلاح طلب "کم جرات" و "بي خاصيت" تنزل پيدا کند."
وي سپس به مواضع دوگانه خاتمي اشاره كرده و نوشته است:
"با نگاهي به کل کارنامه خاتمي مي توان گفت که شايد هيچ سياستمداري به اندازه او نتوانسته احساسات هوادرانش و هواداران دمکراسي در ايران را روزي به عرش و روزي ديگر به فرش و يا به روايت بهتر به قعر برساند. او کسي است که روزي افراد کشته شده در جريان اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوري سال 88 را "شهيد" خواند و از اقدامات حکومت بعنوان "کودتاي مخملين عليه مردم و جمهوريت نظام" ياد کرد و روزي ديگر از "ظلم به رهبري و نظام" حرف زد...
...اين افراد طبيعتا از محمد خاتمي بعنوان رهبر جنبش اصلاحات ايران، انتظار داشتند که در مواضعش تغييري اساسي ايجاد کند، البته نه تغييري در حد درخواست براي تغيير رژيم، بلکه دستکم در پيش گرفتن موضعي انتقادي تر و محکم تر از گذشته در قبال سرکوب ها و محدوديت هاي ايجاد شده و احتمالا تحريم انتخابات. اما خاتمي در اوج ناباوري و بر خلاف انتظار حتي دوستانش، به عنوان راي دهنده در انتخابات مجلس دهم شرکت کرد. او بعدا از تمايلش براي شرکت اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري سخن گفت. رئيس جمهوري سابق ايران در روزهاي اخير براي برطرف کردن ترديدها درباره مواضعش، با براندازي مخالفت کرده و از ضرورت حفظ "چارچوب" سياسي موجود در ايران سخن گفته است."
نويسنده سپس با طرح اين پرسش كه اظهارات و اقدامات خاتمي اين پرسش را در ذهن ايجاد مي کند که خاتمي واقعا به چه نوع اصلاحاتي اعتقاد دارد و چه نوع حکومتي مطلوب و مورد نظر اوست؟ آيا او واقعا اصلاح طلب است يا آنگونه که برخي از تندروها در ايران مي گويند، "برانداز" است؟، سعي كرده تا از حكومت ايران، به دليل وجود شواري نگهبان كه وظيفه تأييد صلاحيت ها را بر عهده دارد و چنين كاركردي عقلا نيز مورد قبول است، چهره اي غير دموكراتيك و مردم سالار نشان داده و ادامه مي دهد:
"گرچه خاتمي بارها تاکيد کرده است که او و همفکرانش "برانداز" نيستند و تنها به دنبال اصلاح حکومت و حفظ آنند، اما حقيقت اين است که ذات حکومت جمهوري اسلامي با خواسته هاي اصلاح طلبان در تضاد است. خاتمي پيش از هر چيز خواهان برگزاري انتخابات آزاد است. او مي گويد حکومت نبايد قيم مردم باشد. اما قانون اساسي جمهوري اسلامي که خاتمي خود را به آن معتقد مي داند، حق قيوميت را براي حکومت در نظر گرفته است چرا که حق نظارت بر انتخابات مجلس، رياست جمهوري، خبرگان و همه پرسي ها را به يک نهاد انتصابي يعني شوراي نگهبان واگذار کرده است (اصل 99). براساس همين قانون اساسي (اصل 98)، شوراي نگهبان تنها مسئول تفسير قانون اساسي است."
نويسنده سپس به پارادوكس هاي موجود در تفكر خاتمي و در يك نگاه كلي تر، اصلاح طلبان پرداخته و معتقد است:
"البته از اظهارات و اقدامات خاتمي مي توان دريافت که او ارادت خاصي به بنيانگذار جمهوري اسلامي، آيت الله خميني، دارد. ولي اين ارادت شخصي به معناي پذيرش تمام و کمال مهم ترين رکن قانون اساسي جمهوري اسلامي يعني اصل ولايت فقيه که اکنون کرسي آن در اختيار آيت الله خامنه اي است، نيست. در واقع اين امر، يکي از اساسي ترين پارادوکس هاي گفتمان اصلاح طلبي در ايران است که در اظهارات ميرحسين موسوي و مهدي کروبي نيز ديده مي شود. اين افراد همه از يک سو از وفاداري به "اصل نظام" و "آرمان هاي" آيت الله خميني سخن مي گويند و از سوي ديگر قدرت و اختيارات رهبري آن يا به معناي دقيق تر، قانون اساسي جمهوري اسلامي را که ميراث آيت الله خميني است، به چالش مي کشند."
شبكه
دولتي انگليس با اشاره به تناقضات رفتاري خاتمي مي گويد او از چشم
حاميانش افتاده اما خواسته هاي وي عملاً مفهوم تغيير نظام را دارد.
هامون به نقل از کیهان:
وب سايت بي بي سي
در تحليلي نوشت: هنگامي كه خاتمي نخستين بار براي انتخابات رياست جمهوري
ايران نامزد شد، بسياري از مخالفان حكومت، بخصوص آنها كه در خارج از كشور
بودند، مي گفتند، او فردي است از داخل جمهوري اسلامي و شعارهايش درباره
اصلاحات، جامعه مدني، آزادي و غيره چيزي نيست جز عوامفريبي و راهي براي
طولاني تر كردن عمر حكومت.
اما خيلي ها از سر ناچاري يا خوش بيني به وي رأي دادند. اما مواضع خاتمي
سبب شد تا چهره وي در ذهن بسياري در حد يك اصلاح طلب كم جرأت و بي خاصيت
تنزل پيدا كند. با نگاهي به كل كارنامه خاتمي مي توان گفت كه شايد هيچ
سياستمداري به اندازه او نتوانسته احساسات هوادارانش و هواداران دموكراسي
در ايران را روزي به عرش و روزي ديگر به فرش و يا به روايت بهتر به قعر
برساند. او كسي است كه روزي افراد كشته شده در جريان اعتراضات سال 1388
را «شهيد» خواند و از «كودتاي مخملين عليه مردم و جمهوريت نظام» ياد كرد و
روزي ديگر از «ظلم به نظام» حرف زد.
بي بي سي با اشاره به مواضع متناقض خاتمي مي نويسد: گرچه خاتمي بارها
تأكيد كرده كه او و همفكرانش «برانداز» نيستند و تنها به دنبال اصلاح
حكومت و حفظ آنند، اما حقيقت اين است كه ذات حكومت جمهوري اسلامي با
خواسته هاي اصلاح طلبان در تضاد است. قانون اساسي جمهوري اسلامي كه خاتمي
خود را به آن معتقد مي داند، حق نظارت بر انتخابات مجلس، رياست جمهوري،
خبرگان و همه پرسي ها را به يك نهاد انتصابي يعني شوراي نگهبان واگذار
كرده است (اصل 99). براساس همين قانون اساسي (اصل 98)، شوراي نگهبان تنها
مسئول تفسير قانون اساسي است.
تحليلگر بي بي سي با اشاره به ادعاي خاتمي مبني بر ارادت به بنيانگذار
جمهوري اسلامي نوشت: اين ارادت به معناي پذيرش تمام و كمال مهم ترين ركن
قانون اساسي جمهوري اسلامي يعني اصل ولايت فقيه نيست. در واقع اين امر،
يكي از اساسي ترين پارادوكس هاي اصلاح طلبان است كه در اظهارات ميرحسين
موسوي و مهدي كروبي نيز ديده مي شود. اين افراد همه از يك سو از وفاداري
به «اصل نظام» و «آرمان هاي» آيت الله خميني سخن مي گويند و از سوي ديگر
قدرت و اختيارات رهبري آن يا به معناي دقيق تر، قانون اساسي جمهوري
اسلامي را كه ميراث آيت الله خميني است، به چالش مي كشند.
رهبر و شوراي نگهبان جزو اصلي ترين اجزاي هويتي نظام جمهوري اسلامي هستند.
نويسنده تأكيد مي كند كه خواسته هاي اصلاح طلبان با ماهيت جمهوري اسلامي
در تعارض است.
سیرنیوز؛ هنگامي که بريتانيا تنها ايفا کننده نقش در سياست ايران بود کوشش مي کرد تا شاه و ديگران از خود اختياري نداشته باشند، به اين صورت که افراد را ضعيف نگه مي داشت تا حکومت کردن برايشان ساده تر باشد اما سياست آمريکا نقطه ي مقابل بريتانيا بود. عاملان کودتا در ايران، يعني انگليس و آمريکا، بنا داشتند اين مرز و بوم را محلي براي استقرار دائمي نيروهاي خود و به مثابه ي پايگاهي منطقه اي قرار دهند. اين قدرت هاي بيگانه گماشتن افرادي را در رأس امور ضامن بقاي اين پايگاه مي دانستند که هيچ گونه تعلقي به اين کشور از حيث منافع مردم و فرهنگ ملي نداشته باشند؛ زيرا به زعم آنان در چنين صورتي نگراني ها از امکان چرخش وضعيت برطرف مي شد. لذا حتي المقدور کوشش مي شد از افراد بهائي در مناصب حساس بهره گرفته شود. در واقع محمدرضاشاه، نيز به حمايت از بهائيان مي پرداخت. اين گفته حسين فردوست، تأييدکننده اين مطلب مي باشد: «محمدرضا نه تنها نسبت به نفوذ بهائي ها حساسيت نداشت، بلکه خود او صراحتاً گفته بود که افراد بهائي در مشاغل مهم و حساس مفيدند چون عليه او توطئه نمي کنند.» علاوه بر اظهارات فردوست، سخنان خود بهائيان در اين مورد شنيدني است. براي نمونه در يکي از جلسات بهائيان که در منزل ضياءالله هوشمند تشکيل شد. سرهنگ اقدسيه چنين اظهار مي کند:«افتخار ما بر ديانت بهائي است. من زماني که در ارتش بودم سربازان و درجه داران و افسران بهائي را احترام مي گذاشتم؛ ولي يک فرد مسلمان از ديگري شکايت مي کرد، دستور شلاق زدنش را مي دادم.» وي در ادامه افزوده است: «ما اطلاع داريم که شاهنشاه آريامهر، بهائي مي باشند. ما بهائيان همه پولدار هستيم و ترقي بيشتري خواهيم کرد.» نمونه ديگر اين سخنان در يکي از جلسات بهائيان در خيابان سبلان مي باشد که شخصي به نام واحديان چنين اظهار مي دارد که: «کارهايي که اکنون به دست اعلي حضرت همايون شاهنشاه اريامهر صورت مي گيرد، هيچ کدامش روي اصول دين نيست؛ زيرا خود شاه به تمام دستورات بهائي آشنايي دارد و حتي ايشان با اشرف پهلوي در دوران کودکي در مدرسه بهائيان در خيابان اميريه که در آن زمان از مدارس عالي تهران بود، درس خوانده اند و دليلش آن است که عکس آن زمان شاه و اشرف هم اکنون موجود است ... حال مردم احمق مي گويند: شاه بهائي است. چه کار مي توانند بکنند. فلسفي بالاي منبر مي گويد: شاها مواظب باش ببين دکتر شما چه شخصيتي است. کارها را به دست بهائي ها ندهيد ولي اين گفتار اثري ندارد...» دراين ميان نخست وزير 13ساله، اميرعباس هويدا، دوران اوج و اقتدار بهائيان در دستگاه حاکمه بود. حضور بهائيان در عرصه هاي مختلف سياسي، نظامي، اقتصادي و فرهنگي، در حقيقت يکي از اجزاي برنامه کلي و همه جانبه استعمارگران پير و جوان، در اسلام زدايي از ايران را تشکيل مي داد. که در ادامه به بررسي فعّاليت بهائيان در اين چهار عرصه مي پردازيم. اميرعباس هويدا اميرعباس هويدا، دولت مرد طراز اول رژيم پهلوي در فاصله سال هاي 1343-1357 ش، در تاريخ معاصر ايران از نامي آشنا برخوردار است. براي آشنايي با اين فرد نخست به پيشينه هويدا از ابتدا تا زمان قرار گرفتن در پست نخست وزيري و سپس دوران سيزده ساله، حکومت او را مورد بررسي قرار مي دهيم. اميرعباس هويدا، فرزند ميرزا حبيب الله عين الملک،385 متولد سال 1295ش، در تهران مي باشد. وي به واسطه ي مأموريت هاي پدرش، در کشورهاي عربي، بزرگ شد و تحصيلات ابتدايي و متوسط خود را در بيروت به پايان رساند. عدم حضور در کشور ايران و آشنا نبودن با فرهنگ ايراني و همچنين تربيت خانوادگي که به سختي ارزش هاي جوامع غربي خصوصاً کشور فرانسه را به اميرعباس هويدا تعليم مي داد. حتي حلقه ي دوستان نزديک هويدا در مدرسه فرانسوي بيروت هم براي خود نامي برگزيده بودند که طنين رمانتيسم تاريخي در آن موج مي زد. نام اين حلقه تمپلرها بود. بعد از خاتمه تحصيل در بيروت به انگلستان و سپس به بلژيک رفت و در دانشگاه آزاد بروکسل ثبت نام کرد. در سال 1321ش، به ايران مراجعت و از وزارت خارجه تقاضاي استخدام کرد. ساعد(وزير وقت خارجه)، ذيل تقاضاي هويدا مي نويسد:«عدّه اي فعلاً بلا تکليف هستند.» مع هذا هويدا در تاريخ 12 شهريور 1322ش، به وسيله ي درخواست انوشيروان سپهبدي(شوهرخاله هويدا که اندک زماني بعد به مقام وزارت امور خارجه رسيد) به استخدام رسمي اين وزارتخانه درمي آيد.387 اما اشتغال هويدا در وزارت امور خارجه چندان به طول نمي انجامد و در اول مهرماه 1322 ش، براي انجام خدمت وظيفه عازم سربازي مي شود. در مهرماه 1323ش، مجدداً به وزارت خارجه بر مي گردد و به عنوان کارمند اداره اطلاعات به کار مشغول مي شود و از تاريخ دوازدهم بهمن 1323ش، به اداره سوم سياسي انتقال مي يابد. هويدا در سال 1324ش، به عنوان وابسته سفارت ايران در پاريس، عازم فرانسه گرديد. در دوران مأموريت پاريس، مسئوليت امور دفتري سفارت را به عهده داشت. هويدا نه تنها مسئوليت تمام امور کنسولي و ديپلماتيک ايران در فرانسه را برعهده داشت، بلکه وظيفه رسيدگي به امور اداري و سياسي و روابط ايران و آلمان شکست خورده و اشغال شده را هم دنبال مي کرد. بخش عمده اين روابط مربوط به مسائل اقتصادي و قراردادهايي بود که در دوران اقتدار هيتلر و رضاخان منعقد شده بود و بايد تکليف اين قراردادها روشن مي شد. افزون بر اين عده اي از يهوديان که گذرنامه هاي ايراني داشتندو در اردوگاه هاي آلمان نازي زندگي مي کردند، پس از شکست آلمان در اختيار متفقين قرار گرفته بودند که پيگيري کار آزادسازي و جابه جايي آنان نيز از وظايف هويدا در اين ايام به حساب مي آمد. ذکر اين نکته ضروري است که هيچ يک از اين يهوديان ايراني نبودند و در زمره کساني قرار داشتند که عبدالحسين سرداري، دايي هويدا (کاردار سفارت ايران در پاريس) در ازاي گرفتن مبالغي هنگفت به آنان گذرنامه ايراني داده بود. در مورد حضور هويدا در پاريس در اين ايام و فعّاليت هايش دو مسئله قابل تأمل وجود دارد. مسئله اول عضويت در حزب توده مي باشد. احسان طبري، ضمن اشاره به روابط هويدا با ايرج اسکندري از رهبران حزب توده عنوان مي کند: «هويدا در دوران خدمت وزارت خارجه در اروپا به همه جا سر زد اين روزها بازار کمونيسم در ايران گرم بود، عضو حزب کمونيسم در ورشو شد». مسئله ي دومي که در زمان حضورش در سفارت پاريس به وجود آمد، شرکت در باند قاچاق پاريس بود. در سال 1325ش، براي اولين بار جريان جنجال برانگيز شرکت عده اي از اعضاي سفارت ايران (از جمله هويدا) و چند نفر از ايرانيان سرشناس ديگر در قاچاق موارد مخدر، در روزنامه ي مردم ارگان حزب توده منتشر مي شود، اين خبر که در شماره ي مورخ 19 بهمن 1325ش، مجله خواندني ها از روزنامه مردم نقل شده به اين شرح است که: «به موجب خبر راديو پاريس، ضمن ايرانيان توقيف شده در پاريس به اتهام قاچاق، سه عضو سفارت، سه روزنامه نويس، يک نويسنده و يک سرهنگ و يک تاجر بزرگ مي باشند. به موجب خبر بعدي تقريباً پنجاه نفر تاکنون دستگير شده اند از جمله آقايان اميرعباس هويدا دبير اول سفارت، مطيع الدوله ي حجازي، سرهنگ اسفندياري، گنجه اي مدير باباشمل، وهاب زاده و منصور صالحي در يادداشتي که دولت فرانسه به ايران داده قيد شده است که حقوق دبيراول شما معلوم و مخارج او نيز معين است، ولي تحقيق کنيد ويلاي مشاراليه در خارج پاريس از چه محلي خريداري شده است». ابوالفضل قاسمي نيز در کتاب اليگارشي در مورد نقش هويدا در قاچاق پاريس، چنين مي نويسد: «در مقام دبير کلي سفارت ايران در پاريس به وسيله يهوديان يک باند قاچاق درست کرد به طوري که روزنامه کيهان نوشت (آيا مي دانيد که درهاي قنسولگري ايران بروي جهود و ارمني باز است) کار را به جائي مي رساند که پيرامون سفارتخانه مرکز قاچاق فروش ها مي شود به طوري که روزنامه آئين نام خيابان سفارت ايران را مرادف خيابان قاچاق در پاريس مي داند.»392 اين جنجال و افتصاح سرانجام با وساطت دربار فيصله مي يابد و موضوع فراموش مي شود تا اين که در فروردين ماه سال 1328ش، هويدا به سمت کنسوليار ايران در سرکنسولگري اشتوتگارت به آلمان مي رود و در اسفندماه همين سال به درخواست عبدالله انتظام که در آن موقع وزير مختار ايران در آلمان بوده است وظايف کنسولي را در اشتوتگارت به عهده مي گيرد. در سال 1329ش، با آغاز نخست وزيري حسين علاء، عبدالله انتظام در کابينه وي، وزير امور خارجه مي شود و هويدا به عنوان منشي مخصوص و رئيس دفتر امور خارجه منصوب مي گردد.394 ولي با تغيير کابينه، باقر کاظمي، وزير امور خارجه ي دولت مصدق، هويدا را از رياست دفتر وزارتي برکنار و به معاونت اداره ي سوم سياسي منصوب مي کند اما هويدا که اوضاع و احوال را بر وفق مراد خود نمي ديد در مهرماه سال 1330ش، به دعوت کميساري عالي پناهندگان سازمان ملل متحد مأمور خدمت در اين سازمان شد و مدت پنج سال در اين سازمان خدمت کرد و توانست به عنوان رابط کميسيون نقش ويژه اي در کمک به ايجاد پايگاه صهيونيستي عليه جهان اسلام ايفا کند. به گفته عباس ميلاني( نوسنده کتاب معماي هويدا) بحث امکان يک دولت يهودي در بخشي از سرزمين فلسطين هم در آن زمان سخت رايج بود. هويدا از جمله اقليت کوچکي بود که از ايجاد چنين دولتي طرفداري مي کرد و مي گفت اين پادزهر سامي ستيز تاريخ است.395 جالب توجه است که در آن زمان مأموريت کميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل توسط وان هگ گدهارت که از فراماسونرهاي معروف و بين المللي بود، اداره مي شد. محمد اختريان در کتابش علت حضور هويدا در سازمان ملل را چنين بيان مي کند:«در زمان حکومت دکتر مصدق، سازمان جهاني صهيونيسم تعطيل شد و نمايندگي سياسي اسرائيل در ايران برچيده شد. در اين زمان اداره امور سازمان جاسوسي يهوديان ايران به کميته بهائيان واگذار گرديد. امير عباس هويدا نيز به دست عناصر با نفوذ و نقابدار بهائي مأمور خدمت در سازمان ملل گرديد.» در سال 1335ش، به تقاضاي رجبعلي منصور (پدر حسنعلي منصور سفير وقت ايران در آنکارا) با سمت رايزن سفارت ايران در ترکيه به آنکارا رفت.
يك پايگاه
اينترنتي وابسته به اپوزيسيون ضمن بررسي شرايط اپوزيسيون پيش بيني كرد آمدن
خاتمي در صحنه انتخابات به جاي آن كه سودي براي مخالفان داشته باشد اسباب
اختلاف و شكاف بيشتر در جنبش سبز شود.
هامون به نقل از کیهان:
سايت
روزآن لاين با اشاره به تمايل خاتمي براي بازگشت به عرصه سياست مي نويسد:
هر چند كه با توجه شرايط موجود از جمله حوادث اخير كه منجر به بازداشت
فائزه هاشمي شده و كنش حاكميت با اصلاح طلبان را دستخوش مسائل تازه اي
كرده، فرضيه حضور اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري با محوريت خاتمي
فرضيه اي ضعيف به نظر مي رسد اما در عين حال اين نوشتار مي كوشد تا تحليلي
واقع بينانه از جنبه هاي مثبت و منفي حضور اصلاح طلبان در انتخابات با
محوريت محمد خاتمي ارائه دهد.
نويسنده با بيان اينكه «اصولگرايان از حضور اصلاح طلبان داراي مرزبندي مشخص
با جنبش سبز استقبال مي كنند و آن را همچون ويروس ضعيف و واكسن در مقابل
ميكروب هاي سياسي (اصلاح طلبان سبز) مي دانند»، مي افزايد: شايد حضور خاتمي
براي حاكميت چالش برانگيز باشد اما مي تواند تبعاتي هم براي اصلاح طلبان و
جنبش سبز داشته باشد. از ظواهر امر چنين برمي آيد كه خاتمي بيش از دو
گزينه براي تعامل با حاكميت پيش روي خويش ندارد. در تعامل نخست، خاتمي
همچون گذشته با در نظر گرفتن ملاحظات جمهوري اسلامي مي كوشد تا با حفظ حريم
ها، سياست هاي اصلاحي خويش را پيش ببرد. اما در تعاملي ديگر خاتمي با ذكر
شروطي وارد عرصه انتخابات مي شود كه اين شروط نيز خود سه فرض ديگر را به
دنبال دارد.
روزآن لاين نوشت: فرض نخست آن است كه شرايط خاتمي پذيرفته مي شود و وي با
اين شروط وارد كارزار انتخاباتي مي گردد. فرض دوم رد شرايط خاتمي به نحوي
است كه خاتمي از اعلام كانديداتوري انصراف دهد و فرض آخر رد شرايط خاتمي به
گونه اي است كه خاتمي تا پايان كار يعني ثبت نام مقاومت كند و نهايتاً با
رد صلاحيت شوراي نگهبان رو به رو شود.
اين پايگاه وابسته به اپوزيسيون مقيم پاريس در پايان نوشت: اين فرضيات،
فرضياتي ممكن هستند اما بايد ديد با در نظر گرفتن شرايط موجود كدام فرض
محتمل تر است. شرايط سياسي حاكم بر جامعه به روشني گوياي آن است كه زمينه
اي براي تعامل نخست وجود ندارد. فرضيه نخست، گرچه از فرضيات بعيد است اما
در صورت تحقق مي تواند بزرگترين دستاورد را براي اصلاحات و جنبش سبز در پي
داشته باشد؛ گرچه روابط خاتمي و نظام جمهوري اسلامي اكنون در سطحي نيست كه
قابل ترميم باشد. ضمن اينكه چنين تصوري از مجموعه حاكميت نسبت به آنكه
خاتمي بتواند منجي جمهوري اسلامي شود وجود ندارد و البته پيشتر نيز چنين
تصوري وجود نداشته است. از سوي ديگر، از ميان سه فرضيه موجود در تعامل دوم،
تنها فرضيه دوم به واقعيت نزديك تر است. در واقع از اظهارات برخي چهره هاي
حاكميتي اصلاح طلب نظير محمدرضا تابش، نماينده زادگاه خاتمي در مجلس مي
توان چنين برداشت كرد كه آنان چشم انتظار چراغ سبز حاكميت براي حضور در
انتخابات هستند اما خاتمي نيز بارها اذعان داشته است كه حتي در صورت وجود
چنين چراغ سبزي، بدون برآورده شدن شرايط حداقلي حاضر به كانديداتوري در
انتخابات نيست.
فرضيه نخست كه تقريباً فرضيه اي بعيد است و فرضيه سوم نيز با ويژگي هاي
شخصيتي خاتمي قرابتي ندارد. هر چند در صورت تحقق قدرت مضاعفي به جنبش سبز
خواهد بخشيد. با در نظر گرفتن شرايط موجود مي توان قضاوت كرد كه آيا طرح
موضوع كانديداتوري خاتمي به دگرگوني شرايط سياسي منتهي خواهد شد يا صرفاً
به ايجاد شكاف ميان جنبش سبز خواهد انجاميد.
هامون به نقل از سیرنیوز؛ پرویز خسروانی زمانی که دانشجوی دانشکده افسری بود، خود و خانوادهاش بیپول بودند. آنها 5 برادر و چند خواهر بودند. از خواهران او تنها یکیشان را به اتفاق شوهرش در منزل سپهبد خسروانی دیدهام. یکی از برادران خسروانی وکیل مجلس شد [شهاب خسروانی]. برادر دیگر به نام عطاءالله خسروانی وزیر کار و وزیر کشور شد. دیگری [خسرو خسروانی] سفیر شد. مرتضی خسروانی نیز با درجه سپهبدی رییس دادرسی ارتش شد. آن که وزیر شد بسیار چاخان و پشت هم انداز بود و آن یکی که سفیر شد بسیار مطیع و سازشکار. پرویز خسروانی از زمان دانشکده افسری به دنبال زن پولداری بود که توسط او وضعش را روبهراه کند، تا بالاخره دختری پولدار از یک خانواده بهایی به نام نعیمی پیدا کرد که در انتهای کوچه شهناز (محلی که منزل من در آن واقع بود) مینشستند. پدر دختر به نام عبدالحسین نعیمی از بزرگان فرقه بهایی و بسیار متمول بود . او در سالهای 1320 تا 1324 رئیس کمیته محرمانه سفارت انگلیس در تهران بوده و با مستر ترات دبیر اول سفارت انگلیس در امور سیاسی داخلی و خارجی ایران دخالت می کرد . خانم لمبتون که یک دوشیزه 80 ساله انگلیسی است و در جنگ جهانی دوم ریاست کمیته اینتلیجنت سرویس انگلستان را در تهران بر عهده داشت و کلیه امور سیاسی ایران را به نفع انگلستان رهبری می نمود یکی از دوستان و همکاران عبدالحسین نعیمی بوده است . عبدالحسین در 1325 یا 1326 از سفارت انگلیس کنار رفت ولی همکاری خود را در امور سیاسی به طور مخفیانه با سرویس اطلاعاتی سفارت انگلیس در تهران ادامه داد . عبدالحسین نعیمی و خانواده اش در یک باغ 5 هزار متری با ساختمان مجلل سکونت داشتند. پرویزخسروانی هر روز عصر با دوچرخه از دانشکده افسری راه میافتاد و به عنوان تمرین دوچرخهسواری از مقابل خانه دختر عبدالحسین میگذشت و نامه عاشقانه رد و بدل میکرد. خانواده دختر با ازدواج این دو مخالف بودند، ولی به علت سماجت پرویز این ازدواج انجام شد و ایشان به عنوان داماد سرخانه به باغ دختر کوچید! پدر دختر در جوار خانه خود خانهای ساخت که خسروانی و زنش در آنجا زندگی میکردند. این خانه در کنار بولوار واقع بود و بعدها به اداره نظاموظیفه اجاره داده شد و خسروانی و زنش در الهیه خانه مجلل با محوطه پنج هزار متری درست کردند و تا انقلاب در آنجا زندگی میکردند. پس از فوت پدر دختر، ارث هنگفتی به زن خسروانی رسید و صاحب چندین باغ و خانه در ونک و چندین ویلا در جنوب فرانسه و آپارتمانهای متعدد در پیچ یوسفآباد و مجتمع سامان و غیره شد. خسروانی در زمان مصدق باشگاه ورزشی تاج را داشت و در آن تعداد زیادی از ورزشکاران و باجبگیران سرشناس تهران (مانند شعبان بیمخ) را جمع کرده بود. او هر طرف که باد میآمد بدان سو میرفت. در زمان مصدق (اگر اشتباه نکنم در 30 تیر) ورزشکاران را به خیابان ریخته و به نفع مصدق شعار میداد، ولی چندی بعد در 28 مرداد توسط اشرف اجیر شد و همین ورزشکاران را به خیابان ریخت و علیه مصدق و به نفع محمدرضا شعار داد. یک بار همین موضوع را به محمدرضا گفتم. پاسخ داد: « بیاشکال است، حال که به نفع من عمل میکند!» ولی به علت همین پشت هماندازی و حقهبازیاش مورد اعتماد نبود. پس از 28 مرداد، خسروانی و باشگاه تاجش به بلای جان مردم تبدیل شد. او راه میافتاد و هر جا که زمین شهری مرغوبی میدید به مالک آن مراجعه میکرد. اگر طرف حاضر میشد زمین را به او واگذار کند فبها، وگرنه یک جوخه ژاندارم میرفت و یک پرچم سلطنتی را در وسط زمین فرو میکرد و خسروانی صاحب زمین را تهدید میکرد که زمین برای شاهنشاه است! طرف مسلما تسلیم میشد و زمین را واگذار میکرد. سند به نام خسروانی، زن یا دو دخترش صادر میشد. چنین آدمی را هویدا، سرپرست سازمان تربیتبدنی کرده بود. به تدریج، مساله بسیار حاد شد. من پیگیری کردم و بهترین وسیله تحقیق را اداره کل نهم ساواک تشخیص دادم. سرهنگ ضرابی، مدیرکل نهم ساواک، را احضار و به او دستور دادم درباره اموال خسروانی تحقیق کند و در سطح کشور هرچه به نام خسروانی، زن و 2 دختر اوست و سند صادر شده، گزارش نماید. پس از 3-4 ماه گزارش تحویل شد. با کمال تعجب دیدم که نتیجه بیش از تصور قبلیام است: در مراکز استان یک یا چند زمین، در مراکز شهرستانها یک زمین، در برخی مراکز بخش یک زمین و در تهران دهها زمین، که همه بسیار مرغوب و وسیع بود، به نام خسروانی و خانوادهاش است. خود خسروانی علاوه بر باشگاههای ورزشی تاج، به تدریج تاسیسات ورزشی دیگری تاسیس کرده بود که بسیار مدرن بود. یکی از این تاسیسات در خیابان بخارست و دیگری حوالی ونک بود، که ساختمان مجللی با بیش از 10 زمین تنیس در محوطهای حدود 10هزار مترمربع بود. بعلاوه، در آنکارا (ترکیه) نیز تاسیسات ورزشی مهمی احداث کرده بود که سند به نام خودش بود. اداره کل نهم ساواک در گزارش خود لیست کاملی از زمینها و تاسیسات خسروانی در سطح کشور ارائه داد که به بیش از 200 رقم میرسید. این گزارش سرهنگ ضرابی باید جزء مدارک «دفتر ویژه اطلاعات»، که مسوول حفاظت آن سرتیپ نجاتی بود، موجود باشد. گزارش فوق را به محمدرضادادم . ذیل گزارش نوشت « به علم ارجاع شود » به علم (وزیر دربار) ارجاع شد . علم و خسروانی باهم توافق کردندکه وی ظاهرا کلید اموال خود را به بنیاد پهلوی ببخشد، ولی عملا با اهداء چند قلم قضیه را فیصله دهد . چنین شد و حدود هفت هشت قطعه در تهران با به بنیاد واگذار کرد و در نامه ای به محمدرضا نوشت « جان نثار هرچه داشت و نداشت به بنیاد واگذار کردم ! » مدتی گذشت و من قضیه را متوجه شدم و گزارشی به محمدرضا دادم که آنچه خسروانی به بنیاد واگذار کرده چند قلم ناچیز از 200 قلم اموال اوست و تازه استفاده آن را به صورت ظاهر برای باشگاه تاج (و در واقع برای خودش) برداشت می کند . محمدرضا مجددا نوشت « به علم ارجاع شود !» ارجاع شد ولی این بار علم اقدامی نکرد .
ساعاتی
پیش و در ادامه فراخوان برای هک سایت های آمریکایی، سایت Bank Of A
merica توسط گروهی از جوانان مبارز هک شد. متن اعلام هک سایت فوق به این
شرح است:
هامون به نقل از بولتن نیوز:
موسسه مطالعات امنیت داخلی دانشگاه تلآویو ضمن هشدار به مقامات کابینه جنگ رژیم صهیونیستی از جمله آویگدور لیبرمن وزیر خارجه، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر و ایهود باراک وزیر جنگ این رژیم، تنش های به وجود آمده بین اسرائیل و آمریکا را به نفع ایران ارزیابی کرد.
هامون به نقل از محدوده:
در این گزارش که بخش از آن را یکی از کارشناسان کنترل تسلیحاتی رژیم صهیونیستی در گفتگو با روزنامه با جروزالمپست افشا کرده است، آماده است که براساس تحلیل های صورت گرفته تنها برنده تنش های بین مقامات آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی ایران است به همین دلیل مقامات مسئول در این رژیم از جمله مسئولان سیاست خارجی در اسرع وقت باید از ادامه تنش ها جلوگیری و سیاست فشار مجدد به مقامات غربی برای در تنگنا گذاشتن ایران را عنوان کنند.
در بخشی از این گزارش ضمن انتقاد به رفتار مقامات ایالات متحده، عنوان شده است آمریکا از سویی بارها اسرائیل را از حمله به تاسیسات هستهای ایران منع میکند و از سوی دیگر خود هیچ خط قرمز مشخصی برای ایران تعیین نمیکند که این رفتار آمریکا به طرز ناراحتکنندهای حس بدبینی برای ساکنین سرزمین های اشغالی بوجود می آورد.
موسسه مطالعات امنیت داخلی اسرائیل از مقامات آمریکا خواسته خط قرمز
برخورد با ایران رابطه این کشور با رژیم صهیونیستی در نظربگیرد و در
توضیح این بحث آورده است که خطوط قرمز ابزارهایی برای اعمال فشار
دیپلماتیک به کشورها هستند و تاکنون آمریکا تنها سلاح هستهای را به
عنوان خط قرمز خود با جمهوری اسلامی دانسته است که این خط قرمز توسط
ایران تاکنون جدی گرفته نشده است.
لازم به ذکر است مقامات رژیمصهیونیستی که تا چند هفته پیش دائما از طرح حمله قریبالوقوع به ایران صحبت میکردند، پس از نادیده گرفته شدن در جامعه بینالملل اکنون تلاش بینتیجه دیگری را برای تعیین خط قرمز برای برنامه هستهای ایران آغاز کردهاند.
هامون
به نقل از باشگاه خبرنگاران: یکی از اعضای منافقین در اروپا که در موضوع
دادگاههای 67 علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند، ضمن حمله به این
اقدام در حاشیه اجلاس نم، سعی کرد عاملین ترور دانشمندان هستهای را بی
گناه نشان داده و اتهامات این افراد را بی اساس جلوه دهد.
این عضو منافقین که خود از زندانیان سال 67 بوده و به لطف ادعای منافقانه
مبنی بر جدایی از جریان نفاق با عفو روبهرو شده است و هم اکنون در
اروپا فعالیت میکند، تلاشهای حقوق بشری و پیام صلح ایران را نمایش خیمه
شب بازی نامیده است.
وی با لحنی توهین آمیز از حضور خانواده شهدای ترور هستهای در حاشیه
اجلاس یاد و سعی کرد تا این اقدام ایران را بی اثر و کم رنگ جلوه دهد.
این عنصر منافقین بدون اشاره به بازتابهای بینالمللی حضور خودروهای
دانشمندان هستهای و نمایشگاه ایران قربانی تروریسم در حاشیه اجلاس، به
شرح زندگی و فعالیتهای چند تن از کسانی میپردازد که نقششان در ترور
دانشمندان هستهای اثبات شده و پس از محاکمه به اعدام محکوم شدهاند.
وی نه تنها سعی کرده افرادی چون جمالي فشی، عامل ترور شهید علیمحمدی را
بیگناه نشان دهد، بلکه منکر نقش موساد و گروهک منافقین در ترور
دانشمندان هستهای شده است.
بر پایه این خبر در حاشیه اجلاس عدم تعهد، برنامههایی با هدف معرفی
مظلومیت ایران در مواجهه با تروریسم دولتی از قبیل برگزاری نمایشگاه
«ایران قربانی تروریسم»، اهدای گل از سوی فرزندان خانوادههای شهدای ترور
به شهدای هستهای و دیدار آرمیتا رضایینژاد دختر شهید دانشمند داریوش
رضایینژاد با دبیرکل سازمان ملل به همت موسسه راهبردی دیده بان به اجرا
در آمد.
این اقدامات نه تنها باعث واکنش بسیاری از شرکت کنندگان در اجلاس مبنی بر
همدردی با ملت ایران و خانواده شهدای ترور شد، بلکه سبب شد تا دبیرکل
سازمان ملل در دیدار با رئیس جمهور ایران اذعان کند که ایران قربانی
تروریسم است.
منبع: موسسه راهبردي ديدهبان
دور جدیدی از فعالیتهای اصلاحطلبان برای آنچه که آنان «ایجاد تمهید برای گشایش فضا» میخوانند، روز گذشته با انتشار اظهارات سید محمد خاتمی ظهور و بروز یافت.
هامون به نقل از فارس، دور جدیدی از فعالیتهای اصلاحطلبان برای آنچه که آنان «ایجاد تمهید برای گشایش فضا» میخوانند، روز گذشته با انتشار اظهارات «سید محمد خاتمی» در جمع تعدادی از جوانان عضو کانون فرهنگی یاران امام موسی صدر ظهور و بروز یافت.
سید محمد خاتمی در اظهارات خود با ادعای دلزدگی مردم، خواستار گشودن فضا برای اصلاحطلبان شد و گفت: اصلاحطلبان برای نقد اصلاحات نیازمند گشایش فضا هستند.
این اظهارات خاتمی در حالی بیان میشود که بنا بر اعتراف تئوریسینهای جبهه اصلاحات، هدف اصلی اصلاحطلبان در شرایط کنونی نه صرف رقابت انتخاباتی، که بدست آوردن فضای لازم برای احیای تشکیلاتی و گفتمانی خود است؛ فضایی که آنان به دلیل عملکرد خود در فتنه 88 زمختی غیرقابل انکاری را بر چهره خود حک کرده و «بحران مقبولیت و مشروعیت» را مجددا در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند 90 برای خویش به ارمغان آوردهاند.
از دیگر سو نگاهی عمیقتر به اظهارات سید محمد خاتمی و ادعاهای وی بیانگر آن است که:
1- شخص خاتمی به نیابت از اصلاحطلبان، استراتژی یک گام به عقب دو گام به جلو را مدنظر داشته و با بیان اینکه این جریان فقط گشایش فضا را خواستار است، تلاش دارد تا با احیای اصلاحات به بهانه نقد این جریان، فعالیت در فضای اجتماعی را در دستور کار خود قرار داده و با فربهگی در این ساحت، قدرت سیاسی را هدف آتی خود قرار دهد.
2- آقای خاتمی در حالی از گشایش فضا سخن به میان میآورد که جریان اصلاحات در «آزادترین و پرشورترین» انتخابات کشور( در سال 88 ) نشان داد که بازیگر پرمدعایی بیش برای دمکراسی نیست چه این که در این میدان آزاد، پیش از اعلام نتایج انتخابات، وی پیروزی میرحسین موسوی را تبریک گفت و در 30 خرداد، مجمع روحانیون تشکل تحت مدیریت خاتمی، مردم را به حضور خیابانی فراخواند و به آتش کشیدن سطل های زباله، تمرین دمکراسی آنان شد!
براستی اصلاح طلبانی که اینچنین فضای آزاد را مورد تاخت و تاز قرار داده، از قانون عبور کردند و سیاستهای اصولی نظام را در روز قدس و 25 بهمن به استهزاء گرفتند و حتی تصویر امام راحل(ره) را به دستان ناپاک برای پاره شدن سپردند، چگونه است که هوس مشق دوباره دمکراسی کرده اند!
3- آقای خاتمی در حالی از گشایش فضا برای نقد اصلاحات سخن به میان میآورد که وی و یارانش تاکنون هیچ گونه انتقادی به عملکرد خود در فتنه 88 نداشتهاند؛ نه نقدی به اقدامات براندازانهشان، نه نهیبی به آشوبهایشان، نه اعتراضی به حمایتهای دشمنان نظام از اغتشاشات و نه فریادی از سر اعتقاد به مخالفان جمهوری اسلامی هنگام هتاکی آشوبگران علیه ستون فقرات مبانی نظام و انقلاب.
براستی، باید به آقای خاتمی گفت: نقد اصلاحات بماند برای بعد، چرا از فرصت نقد فتنه 88 سخن به میان نمیآورید؟
4- اظهارات آقای خاتمی از دیگر سو نشان میدهد که هر چند وی و همفکرانش از دلبستگی خود به نظام سخن میگویند اما همچنان مشرب «کت اپوزیسیونی و شلوار پوزیسیونی» را دستور کار خود قرار دادهاند؛ تا هم منتقد حاکمیت باشند و هم در درون حاکمیت! این روش شترمرغی، افکار عمومی را همچنان منتقد آنان میسازد که اینان نه «سرمایهاند»، نه «جدی»، نه «معتبر»، نه «حرفهای»، نه «منطقی»، نه «وزین و وثیق» و نه «اخلاقی و قابل اعتماد».
5- این روزها بیان آشکار و پنهان اصلاح طلبان نشان میدهد که این جریان به دنبال تغییر وضعیت خود در سپهر سیاسی کشور است و در این میان آنچنان مصر است که بازی را واژگونه کرده و بدون هیچ اشارهای به آسیبهایی که به نظام وارد ساختهاند، میکوشند نعل وارونه زده و با تحریف واقعیتها، فتنهانگیزیهای خود را از افکار عمومی پنهان ساخته و خود را معتقد به مبانی نظام جمهوری اسلامی نشان دهند.
اگر جز این است، بهتر است آقای خاتمی تنها به چند جمله بیان شده توسط تئوریسینها و دوستان خود در خلال روزهای گذشته و سالهای پیش پاسخی دهند که آیا اعتقاد به مبانی نظام میتواند منجر به بیان این اظهارات شود؛ گفتههایی همچون:
- فرق ما با براندازها در روش است (علیرضا علوی تبار)
- انقلاب اسلامی، متاثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها یکسان خواهد بود (عباس عبدی)
- ساختار سیاسی دچار وارونگی شده است، اما راه حل بازگشت به سال 84 نیست بلکه باید تمامی ساختار سیاسی کشور بازسازی شود(احمد پورنجاتی)
- نباید از هدایت اعتراضهای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قومی و… در یک مسیر و تجمیع قدرت ها واراده های متکثرغافل شد(محمدرضا تاجیک) و...
بیشک این اظهارات که هیچ یک نیز تاکنون از سوی اصلاحطلبان و شخص سید محمد خاتمی مورد اعتراض قرار نگرفته، نشان میدهد که این جریان از گشایش فضای مورد نظر خود چه اهدافی را طلب کرده و به چه سوداهایی دل بسته است.
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
متن دلخواه شما
|
|